از خود بپرسید چهکاری را به شکل متمایزی بهتر از سایرین انجاممیدهید؟ تخصص شما چیست؟ مردم در مورد چه چیزی از شما مشورت میگیرند یا نقطه نظرتان را میپرسند؟ پاسخ هرچه که باشد، همان حوزهی مشاوره ایست که باید در آن باشید.
تا الآن به احتمال، رستهی مشاورهی خود را انتخاب کردهاید پس به آن نمیپردازم و تنها چیزی که بر آن تأکید دارم، اطمینان از حوزهی مشاوره مورد انتخاب است.
مهمتر از آن، موضوع تخصص است. وقتی کسی میپرسد چه کار میکنم؟ پاسخ میدهم: من مشاور بازاریابی هستم. این پاسخ روشن و دقیقی است. اما چند نفر را با این تخصص می شناید؟ احتمالاً تعداد خیلی کمی!
مشکل اتخاذ رویکردهای کلی، گم شدن در ترکیب رویکردهاست. در این حالت وجه تمایزی وجود ندارد و گزینش شما از سوی مشتریان باالقوه دشوار میشود.
رویکرد بهتر، تخصصیکردن زمینه فعالیت است. مثلاً تخصص من در کار با مشاوران است تا به آنها در توسعه سیستم بازاریابیشان کمک کنم که به طور پیوسته مشتریان ایدهآل خود را جذب کنند، قیمت خدمات خود را بهبود ببخشند و پیشنهادهای بهتری را بپذیرند.

دیدگاهها