تمایز در مشاوره

ساده ترین راه‌های تمایز

یکی از ساده ترین راه‌های موثر تمایز در صنعت، پرستاری صادقانه مشتری است که خود عمل بازاریابی است؛ این کار صرفاً رفتاری احساسی نیست یا اینکه هر فرصتی که دست داد آن‌ها را در آغوش بگیرید.

پرستاری ارسال این پیام به مشتری است که شما به کسب و کار، علایق و سود آن‌ها اهمیت می‌دهید؛ به عبارتی شما در هر فرصت مستدل به آن‌ها کمک کرده و از مشتری پشتیبانی می‌کنید.

پرستاری یعنی راه‌هایی که شما به مشتری خدمات­رسانی می‌کنید در حالی که سایرین آن را انجام نمی‌دهند. پرستاری به جای حرف زدن برای مشتری گوش دادن به آن‌هاست.

پرستاری زمانی است که حرف شما مورد پذیرش مشتری نباشد و مشتری مایل به شنیدن حرف شما نباشد اما شما، خیرخواه آن‌ها باشید و این به نفع شرکت آن‌ها باشد.

این کار رفتاری ملموسی است که با حرف و عمل شما اثبات می‌شود.

پاسخگو باشید

چندبار تاکنون برای کسی پیامک و رایانامه‌ای فرستاده­اید و طرف­مقابل روزها پاسخی نداده است؟ در واقعیت، شما هستید که باید پیگیری تماس با آن‌ها باشید.

من هرگز کار چند سال پیش برای یکی از مشتریان خاص خودم را فراموش نمی‌کنم.

آن‌ها برای تدوین محتوا و مفاد بازاریابی با یک شرکت مشاوره طراح تعامل داشتند. من هم برای بازاریابی و افزایش درآمد وارد شرکت شدم. در طول کار و برای به­روزرسانی بخشی از محتوای تبلیغات، با مشاورطراح تماس­گرفتم که تماس برقرارنشد و برای او پیام­گذاشتم.

روز بعد هم پاسخی نگرفتم؛ برایش پیام فرستادم. دو روز بعد، رایانامه‌ای دریافت کردم که مشاور مشغله دارد و چند روز دیگر تماس می‌گیرد. او تماس نگرفت. برای اقدام بازهم پیگیری کردم؛ سعی کردم کار بیشتری به سمت او منتقل کنم! شاید این داستانی نادر به نظر برسد اما من با مشاوران و حتی مدیران بی­شماری کار کرده‌ام که تجارت خود را اینگونه اداره می‌کنند.

ایرادی ندارد اگر نتوانید به دلیل مشغله، کار بیشتری دست بگیرید. اما این دلیلی برای پاسخگو نبودن نیست. این شیوه، شما را غیرحرفه­ای نشان داده و به برند شما خدشه وارد­می‌کند.

در ظاهر عموم آدم‌ها خوش نیت به نظر می­رسند اما وقتی پای مهارت­های ارتباطی باشد، نمایشی در حد دانش­آموز ابتدایی مشاهده می‌شود. بهتر است به­جای گله و به سخره گرفتن این افراد، آن را به مزیت تبدیل کنید.

خواهید دید که از هر ده نفر، یکی به پیگیری ها جواب می‌دهد. این یک نفر، اعتماد و احترام ایجاد می­کند و تبدیل به فردی می‌شود که سایرین به او وابسته می‌شوند.

گاهی اوقات انجام چیزی که برای کسب و کار شما بد است می تواند در واقعیت تبدیل به بهترین نسخه برای آن شود.

تا اینجا اگر شما به تارنمای کتاب[۱] رایانامه ارسال کرده باشید، متوجه می‌شوید که من تقریباً به همه آن‌ها جواب داده­ام. خیلی­ها این رویکرد را برای کار منطقی نمی­دانند. تعداد این افراد زیاد نیست. به هرحال آدم‌ها قدردان کسانی هستند که پاسخ پیام را در زمانی معقول(در مقیاس ساعت نه روز) ارسال می‌کنند؛ مثلاً:

  • سپاس گذارم که به این سرعت به من پاسخ دادید.
  • واقعاً پشتیبانی خوبی دارید
  • وای، واقعاً ممنونم

همیشه از مردم این پیام­ها را دریافت می­کنیم. البته مردم دیگر امیدی به این قبیل خدمات ندارند که مایه شرمندگی است. امروزه، فرستادن رایانامه به کسی و عدم دریافت پاسخ برای چند روز و چند هفته معمول شده است. گاهی هم هرگز پاسخی دریافت نمی‌شود.

این شرایط حرفه­ای نبوده و راهی به آغاز کسب و کار مشاوره نیست.

ممکن است پاسخگوئی سخت و وقت­گیر باشد اما راه خوبی برای ساخت کسب و کار پایدار با حمایت مشتریانی است که راضی هستند و از شما به نیکی یاد می‌کنند.

مشتریان من از سراسر دنیا هستند؛ مشاوران حوزه­های خاص، صاحبان کسب و کارهای دیرپا، شاغلین متوسط و کسانی که به تازگی مشاور می‌شوند. صرف‌نظر از اینکه ساکن کدام کشور باشید و چه سطحی از تخصص داشته باشید، تلاش خود را برای پاسخگوئی در اسرع می‌کنم.

نتیجه چه می‌شود؟ اول­اینکه، مخاطبان من از خدمات مشتری که تأمین می‌کنم، شوکه، هیجان­زده و خوشحال می‌شوند. دوم اینکه، به دلیل پاسخگوئی، اعتماد واقعی افراد را جلب می‌کنم. سوم، از دیگرانی که این شکل خدمات را نمی‌دهند متمایز می شوم و چهارم، برای کسب و کار این روش عالی است.

وقت­گذاشتن برای پاسخ دادن به شکل حرفه­ای، واقعاً در کسب و کار مفید است. امیدوارم شما خود این مسیر را رفته باشید و موضوع تازه­ای برای شما نباشد. در این صورت شما فرصت‌هایی عالی برای بهبود فعالیت‌های جاری خود دارید.

من این موضوع را برای اینکه در شیپور تبلیغ خودمم بدمم یا صندوق رایانامه­ام را پرکنم، نگفتم. هدفم این بود تا شما به ارتباطات خود نگاهی داشته باشید و ببینید اگر کاری برای توسعه سطح خدمات و پرستاری از مشتریان وجود دارد، آن را در دستور کار داشته باشید.

همچنین این روش را راهی برای پاسخگو ماندن مداوم، حین رشد استفاده می‌کنم تا از وجود خدماتی که مورد رضایت مشتری بوده و آن‌ها را خوشحال می‌کند اطمینان داشته باشم. اگرچه این کار ممکن است سخت و زمان­بر باشد اما برای ایجاد کسب و کار مانا و مشتریان خوشحال که ذکر خیر شما را در هر جایی انجام دهند، لازم است.

قول و تحویل

اگر قولی دادید به آن عمل کنید. اگر قرار است تا پنج­شنبه گزارشی را تحویل دهید، پنج­شنبه آن را تحویل دهید نه زودتر!

مشتریان ممکن است این را مستقیم از شما نخواهند، اما در مورد هرآنچه که انجام می‌دهید قضاوت می‌کنند.

حتی در ناخودآگاه، ذهن آن‌ها در حال شکل دادن به نظرات و احساسات در مورد روش کار شماست.

اگر مشتری به مشاور اعتماد داشته باشد و احترامی برای او و کارش قائل نباشد، در تماس با مشاور دیگر، و دریافت قول و وعده بزرگتر(کار بیشتر، هزینه کمتر) شاید متمایل به انتقال کار به تازه وارد باشد.

ساده­ترین راه برای حفظ وفاداری مشتری، انجام کارها بیش از انتظار آن‌هاست.

احتمالاً از بداعتباری شرکت‌های ساختمانی در ساخت منازل مسکونی مطلع هستید. آن‌ها وعده شب عید را می‌دهند اما تا پایان تابستان و تا اسفند و شب عید سال بعد هم به وعده خود عمل نمی‌کنند. این شرایط تبدیل به استانداردکار شده است، مردم به خود قبولانده­اند که باید صبر کنند. به همین شکل، صاحبان کسب و کار هم به این نتیجه رسیده­اند که بسیاری از مشاوران و کارکنان، غیر حرفه­ای هستند. اما تعامل خود را حفظ می‌کنند ظاهراً گزینه­ی دیگری نیست.

خب، تعجب و خوشحالی آن‌ها را در زمان “خدمات مطابق انتظار” تصور کنید؛ عمل به وعده­ها، حضور به موقع در جلسات، ارتباطات حرفه­ای! کار کردن با این شکل لذت بخش­می‌شود.

ادعای خدمات خوب، در تارنما یا در بروشور، اهمیت ندارد. مهم برداشت و قضاوت مشتری است.

بیایید داستانی را مطالعه کنیم.

من در بخش وبلاگ تارنما، از زیرسیستم مدیریت نظرات استفاده می­کردم. نیاز به خدماتی در این بخش پیدا کردم. قبل از نصب هر ماژولی، در مورد گزینه‌های موجود در بازار تحقیق کردم.

انتخاب شرکت­ها را به دو مورد رساندم. برای اطلاعات بیشتر به هر دو پیام نامه فرستادم؛ شرکت اول(همانی که انتخاب کردم)، سریع پاسخ داد(کامل). شرکت دوم، خیلی دیر پاسخ ارسال کرد و گفت اطلاعات برای پاسخ کامل کافی نیست.

از آخرین تغییرات دو سال گذشته بود و همه چیز تغییر کرده بود.

وقتی که بخش وبلاگ کتاب را بازطراحی کردم، بخش نظرات شروع به کار کرد. برنامه­نویس همه چیز را آزمود تا از عملکرد درست آن مطمئن شود؛ اما دسترسی برای اجرا داده نمی شد؛ به پشتیبان برای گرفتن راهنمایی رایانامه فرستادم.

بعد از عدم دریافت پاسخ، دو بار دیگر پیام فرستادم.

]از این شرایط[ ناراحت بودم. ایجاد تجربه کاربری عالی و روشی برای اخذ نظرات کاربران و تعامل با جامعه در وبلاگ برای خوانندگانم، بسیار مهم بود. بنابراین نمی توانستم از آن، ساده عبورکنم. به راه­حل نیاز داشتم. از آنجائیکه تأمین کننده خدمات را پیدا نمی کردم باید برای جایگزین فکری می کردم.

سرانجام، تأمین کننده پاسخ داد. فقط ۷۲ ساعت طول کشید. و پاسخ آن‌ها هم گره‌ای از کار باز نکرد. دوباره نامه زدم … و باز دوباره! منتظر ماندم اما خبری نشد. سراغ دومین تأمین کننده خدمات مد نظرم در طول تحقیقات بازار، رفتم.

شرکت جدیدی که الآن با آن‌ها کار می‌کنم تجربه طولانی دارد. قبل ارجاع کار، رایانامه‌ای برای آن‌ها فرستادم و آن‌ها کمتر از ۲۴ ساعت پاسخ دادند. سیستم نظرات وبلاگ همه چیزی است که من نیاز به آن دارم و تاکنون از آن بسیار راضی هستم.

سیستم نظرات من چه اهمیتی می تواند برای شما داشته باشد؟ خب، این قبیل سیستم­ها برای هر مشاوری موضوعی مرتبط و مهم است.

شما نیاز دارید بهترین خدمات را ارائه کرده و مشتری را راضی کنید.

اگر نتوانید مشتری خود را خوشحال کنید، در جایی صبر آن‌ها تمام می‌شود و در آن زمان، در پی جایگزین می­روند و مشاور دیگری را پیدا می‌کنند که قادر باشد کار شما انجام دهد.

اگر در صنعت بدون رقیبت فعالیت می‌کنید که بخت با شما یار است. در این صورت مشتری شما نمی­تواند از بام شما بپرد. اما این روزها، گزینه‌ها نسبت به گذشته زیاد شده­اند. صنعت و کالای بدون رقابت، چیز نادری است.

به همین دلیل باید تیزبین باشید. همیشه بهترین خود باشید و رضایت مشتری را اولویت شماره­یک قراردهید. اگر این کار را انجام نمی‌دهید؛ اگر به هر دلیلی باورتان شده در بالای جدول هستید یا اینکه همه چیز “اوکی” است؛ باید برای هوشیار شدن با تشر بازار و مشتری آماده باشید([i]).

رفتن ورای انتظار مشتری بسیار مهم است. نکاتی هست که در برآوردن انتظار مشتری شایسته توجه است.

  • به موقع در جلسات حاضر شوید؛ پنج دقیقه زودتر!
  • اگر فرصت هست و اسباب اختلال در امور شما نمی‌شود، پاسخ رایانامه و تلفن را ظرف چند ساعت یا چند دقیقه بدهید! تماس بی پاسخ اعصاب مشتری را به هم می ریزد([ii]).
  • کاری را که وعده می‌دهید انجام دهید؛ اگر قول پیگیری یا ارائه اطلاعات بیشتر دادید؛ این کار را انجام دهید.
  • نتیجه ارائه­کنید. این خیلی­مهم است. خروجی­های مورد توافق در پروژه را تحویل دهید. این مهم­ترین موقعیت شماست.
  • برای مشتری، هدیه و یادداشت قدردانی بفرستید
  • وقتی از گزارش­ خبری، مطالعه موردی مرتبط و غیره مطلع می‌شوید آن را برای مشتری خود نیز ارسال کنید؛ حتی اگر درخواستی برای آن نشده باشد
  • هر کاری که در توان دارید انجام دهید تا مشتری بداند در اندیشه آن‌ها هستید؛ همین کار باعث می‌شود در فکر و زبان آن‌ها تکرار شوید.

باور می‌کنید همین فعالیت‌های ساده باعث تمایز شما در بازار شود.


[۱] ConsultingSuccess.com


([i]) اصل جمله در متن اصلی عبارت است از : be prepared—you might be in for a rude awakening

([ii]) It will blow your clients’ minds.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *