چالش های پیش رو

چالش هایی پیش رو

مشاوران در کنار لذت مزیت­های متعدد شغلی، با برخی دشواری­ها نیز روبرو هستند. هدف من این است که خواننده را برای مواجهه با چالش­های پیش­رو، به ابزار، راهبردها و دانش لازم مجهز کند.

اجازه دهید مروری بر برخی چالشهای رایج داشته باشیم:

۱. تنهایی، قاطعیت و انگیزه­

این دسته از چالشها ممکن است، کم‌اهمیت دیده شود. ممکن است فکر کنید این موارد جزء مشکلات شما نیست؛ ممکن است حق با شما باشد. اما تا زمانی که تمام قوت خود را مصروف مشاوره نکرده باشید، هرگز نمی‌توانید در مورد میزان آمادگی خود، اطمینان داشته‌باشید.

واقعیت این است که، بیشتر مشاوران به شکل انفرادی کار می‌کنند؛ دفتر کار عموم آن‌ها، منزلشان است. (بعداً به این موضوع بازمی­گردیم). با این حال، زمانی که فرد، مدت زیادی را به شکل خوداشتغالی فعالیت می­کند، برای وقایعی که در درون این مرز بروز می­کند نیازمند کسب آمادگی است.

زمانی که در دفتر کار خود نشسته­اید و بدون هم صحبتی به صفحه رایانه یا کاغذهای روی میز نگاه می‌کنید، گاهی حس تنهایی به شما هجوم خواهد آورد که باید برای آن آماده بود. در این حالت، هر چیزی می‌تواند مانع تمرکز شما شود؛ از دیدن تلویزیون، تا وب­گردی یا هر چیزی که بتواند ذهن شما را از کار دور کند.

یکی از بزرگترین ویژگی­هایی که مشاور باید مالک آن شود، انگیزه است. بدون شک، شما با این پرسش از خود مواجه خواهیدشد که چرا مشاوره می‌دهید؟ از خود می پرسید آیا مجبورید در این شغل با درآمدی متغیر باشید؟ آیا مجبورید از این مشتری به آن مشتری بدون هم صحبت، سروکله بزنید؟ از این رو باید قادر به انگیزه دادن به خود باشید.

آسان نیست، اما وقتی این شرایط را به عنوان موقعیتی عادی و احساسی زود گذر بپذیرید، نیمی از راه را رفته­اید.

شاید شما هم دیده باشید، اکثر آدم‌ها وقتی این حس را پیدا می‌کنند تسلیم شده و قید مشاور شدن را می زنند.[ حکایت شخصیت­های کارتنی که برای شنا] انگشت پا را وارد آب می‌کنند و به محض حس سرما، قید تن به آب زدن را می زنند.

اغلب انتقال برخی فعالیت­ها به بیرون از محل کار یا منزل به شما کمک می‌کند. تا حد ممکن جلساتی را با مشتریان فعلی و احتمالی تنظیم کنید. جلساتی هم با سایر مشاوران در شهر خود منعقد کنید. بیرون رفتن و تعامل با دیگران معمولاً انگیزه شما را بازگردانده و حرکت به سمت موفقیت را زنده می‌کند.

کلید با انگیزه ماندن در دوره تزلزل و عدم اطمینان، پرسیدن پرسشی کلیدی از خود است که ما به اندازه کافی از خود نمی پرسیم؛ یعنی “در چه کاری عالی هستیم؟”

در عین سادگی، این پرسش بسیار پرقدرت است. هریک از ما، زمینه­ای برای برتری و قدرت داریم؛ خواه توانایی فردی باشد یا توانمندیی که در طول زمان آن را توسعه داده­باشیم.

در گذر زندگی، مواقعی، سرگردان از هدف خود از زندگی، در جستجوی علاقه و اشتیاق خود هستید؛ موفقیت بیشتری می­خواهید؛ در این لحظه­ها از خود می­پرسید: “در چه کاری عالی هستم؟” اجازه بدهید تا برای پاسخ به این پرسش به شما کمک کنم.

به پرسش­های زیر پاسخ دهید!

  • در چه زمان‌هایی بیشترین حس هیجان و اشتیاق را دارید؟
  • در این زمان­ها محیط اطراف شما چگونه است؟
  • دوستان، بستگان و همکاران چه چیزی شما را تحسین می‌کنند؟
  • اطرافیان برای چه چیزی از شما توصیه و راهنمایی می‌گیرند؟

“من” در دهه گذشته، آموخته­ام که آموزنده­ای بزرگ هستم. وقتی با مشتریان کار می‌کنم، وقتی مربی آن‌ها در کسب و کارشان هستم و وقتی مشاوره می‌دهم، احساس افتخار می‌کنم.

اولین مرتبه در ارائه [پروژه] برای صاحب یک کسب و کار، عصبی بودم. در عین اعتماد به نفس، به شکل جدی وحشت داشتم. اما بعد از ارائه احساس آرامش و سربلندی می­کردم. در آن برنامه، نه تنها آماج پرسش حضار قرار گرفتم بلکه سازمان دهندگان برنامه نیز مراسم را موفقیت آمیز تلقی کردند.

حس خوبی داشتم، نه به خاطر پولی که گرفتم بلکه به دلیل “به اشتراک گذاری تجربه­ام با سایرین”، این رویداد تجربه­ای فوق العاده بود.

تشخیص حوزه‌ای که در آن به معنی واقعی کلمه “عالی نقش ایفا می‌کنید” همیشه آسان نیست اما تصمیم درست را فقط خود شما می‌توانید بگیرید. این دینی است که بر گردن شما است تا به کاری بپردازید که مورد علاقه شماست اگر چه در آغاز با دشواری همراه باشد. در نظر داشته‌باشید که فقط یک بار زندگی می‌کنید.

با فهمیدن آنچه که در آن می‌توانید عالی باشید، انرژی و هدفمندی بیشتری خواهید داشت. وقتی زمان شما مصروف اموری می‌شود که مرتبط با علاقمندی و بهترین‌های شماست، هم حس شادی دارید و هم آن را  احساس خواهید کرد.

با انگیزه بمانید. تعیین هدف کرده و برای آن بکوشید. با این روش، آغاز به ساختن کسب و کار خود می‌کنید.

۲. مشتریان، ای مشتریان من!

شما نمی‌توانید از رویارویی با مشکلات مشتریان طفره بروید. حتی اگر مشتریان خود را به دقت انتخاب کرده و پروژه‌هایی مورد علاقمند را بردارید باز هم موقعیت‌هایی هست که همه چیز درست جور نمی­شود.

مشکلات مشتریان زمانی که دقیقاً انتظار ندارید بروزکرده و به کسب و کار شما شوک وارد می‌کنند. شاید کاری که قرار بوده موجب بهبود تجارت مشتری شود را انجام نداده باشید و از طرفی آن‌ها پاسخ می­خواهند. یا شاید پرداختی مورد انتظار انجام نشده و موضوع نگرانتان کرده‌است.

شما ممکن است هرازگاهی اشتباهاتی مرتکب شوید، اما باید راهی برای اصلاح اشتباه و راضی نگه­داشتن مشتری پیدا کنید.

منتظر مشکلات بمانید و خود را ناامید نکنید. مشکلات مثل فرود آمدن ضربه سنگین مشت حس بدی دارد اما باعث می‌شود تشخیص بدهید در مسیر درست قرار دارید یا نه؟ فشار مشاوره گاهی شبیه اوج و فرود قطار هوایی است.

آنچه که به شما کمک می‌کند صداقت همیشگی با مشتریان است. به این درک برسید که در زمان بروز چالش، پنهان نشده و به سرعت با آن روبرو شوید؛ امیدوار به رفع خودکار آن نباشید.

وقتی اوضاع بر وفق مراد پیش می‌رود از کسب و کار خود لذت ببرید. وقتی مشکلی نیست یعنی شما در قسمت استراحت چرخه کسب و کار قراردارید. روی توسعه مسئله تمرکز کنید؛  خیلی سریع وارد فاز دشوار می شود.

اگر چه روزهای بد حس بدی ایجاد می‌کنند و روزهای خوب عادی به نظر می­رسند اما روزی که قرارداد خوبی می بندید یا مشتری صمیمانه از شما تشکر می‌کند روز جشن شما خواهد بود.

۳. آموختن، آموختن و باز آموختن

یکی از کلیدهای موفقیت در بازاریابی و توسعه کسب وکار مشاوره، یادگیری پیوسته است.

بهترین و باتجربه­ترین بازاریاب­ها هم تمام روز کنار ساحل لم نمی‌دهند به تصور اینکه به همه چیز اشراف دارند؛ برعکس آن‌ها آگاهند که خیلی چیزها را نمی دانند.

آن‌ها دسترنجی که به سختی به دست آورده­اند برای ادامه یادگیری خود صرف می‌کنند. شرکت در همایش­ها، خرید کتاب، بررسی فن‌آوری­های نوین و هزاران دلار برای خرید خدمات مربیان می­پردازند.

نمی‌توانم بگویم چقدر خواندن کتاب مهم است؛ وقتی برای ایجاد و توسعه کار خود تلاش می‌کنید شاید زمان کمتری برای خواندن کتاب و یادگیری داشته باشید از بابت اینکه من هم در این موقعیت بوده­ام آن را درک می‌کنم. اما با این موضوع کنار آمده­ام شما هم باید آنرا حل کنید. آنچه که انجام داده­ام وقت گذاشتن برای مطالعه است؛ معمولاً چندین کتاب با موضوعات تجارت، روانشناسی، اقتصاد تا بازاریابی و خلاقیت و فروش و تناسب اندام دوروبر من پخش هستند.

با هر کتابی که به دست می گیرید، ایده­های جدیدی برای کسب و کار و زندگی به ذهنتان می­رسد؛ چیزهایی جدید می­آموزید؛ داناتر می‌شوید؛ ذهنتان تحریک می‌شود و در جریان تجربه­ها، فرهنگ­ها و اندیشه­ها و ایده­هایی قرار می­گیرید که بدون مطالعه هرگز فرصت آن امکان­پذیر نیست.

موفق‌ترین انسان‌های جهان اهل مطالعه­اند. اکثریت آن‌ها جزء گروهی هستند که زیادتر از سایرین مطالعه می‌کنند. موفق‌ترین افرادی که می‌شناسم حداقل هر ماه دو کتاب می­خوانند که می‌شود سالی بیست و چهار کتاب؛ این همان کاری است که من انجام می‌دهم.

البته به قول مارک تواین[۱] کسی که کتاب های خوبی نمی­خواند برتری نسبت به فرد بی سواد ندارد([i]).

لحظه­ای که دست از یادگیری بکشید، نه تنها از نظر ذهنی و بدنی بلکه از نظر مالی هم افت می‌کنید زیرا مزیت رقابتی که قبلاً از طریق یادگیری شکل داده و به دست آورده بودید از بین می‌رود. شما از حاشیه آسودگی دور می‌شوید و تلاش شما صرف اهدافی در حدود گذشته می‌شود.

یادگیری بدون پیاده­سازی به شما فقط دانشی از کتابی خواهد داد در این حالت شما ظرفیت انجام کارهای زیادی دارید اما این احتمال هم هست کارها را اشتباه و با هدر دادن پول و زمان انجام دهید؛ یادگیری با اجرای دانسته­ها، بهترین ترکیب است.

۴. بهترین سرمایه‌گذاری را انجام دهید

می‌توانید درآمد پایداری به عنوان مشاور داشته‌باشید. این ایده که کار در ۵ تا ۹ شغل، می‌تواند پایدارتر از شغل مشاوره باشد یک افسانه است.

مطمئناً، حقایقی وجود دارد. برای مثال، کار کردن به عنوان کارمند، همه مزایای کاری همانند بیمه درمانی و تأمین اجتماعی را برای شما فراهم می‌کند که به عنوان مشاور آن‌ها را دریافت نمی‌کنید. البته، همانطور که مردم از شرایط دشوار اقتصادی آموخته­اند، امنیت شغلی شما هم به عنوان یک کارمند، آنقدر که تصور می‌کنید چندان تضمین شده نیست.

در مشاوره حق انتخاب برای ترک کار، تعدیل و یا تعطیل کردن کار(بیکاری خود خواسته) دارید. هر چند وقتی قرار باشد از مشاوره کسب درآمد پایدار داشته باشیم پشیزی برای هیچ نخواهید نگرفت. شما نیازمند لحاظ چند حقیقت در مشاوره هستید تا بهترین بخت را برای موفقیت داشته‌باشید.

مهم است تشخیص دهید که هزینه­های راه­اندازی اولیه کار همانند هر کسب و کاری همانند ابزار، بازاریابی و ترفیعات دارید. این عوامل نیازمند پولند اما شما باید به آن‌ها به عنوان سرمایه‌گذاری هوشمند نگاه کنید.

چند وقت پیش، با مشاور مالی شخصی، نشستی برای بررسی پورتفوی دارایی­هایم داشتم؛ سهام[۲]، اواراق قرضه[۳]، اوراق صندوق سرمایه‌گذاری[۴]، صندوق پوشش ریسک[۵]، همه­ی دارایی­های ارزشمند خودم را نقد کردم.

من سرمایه های خودم را برای تجارت دیگری ذخیره کرده بودم اما الآن می خواستم آن را برای راه اندازی کسب و کار جدید در یک حساب ذخیره[۶] تجمیع کنم و از آن به عنوان حفاظ در شرایطی که هر کسب و کار نوپایی با آن مواجه می‌گردد، و همچنین در هزینه بازاریابی و تبلیغات استفاده کنم.

این کار به معنی کاهش سرمایه‌گذاری در دارایی­های مالی بود؛ انتظار داشتم مشاور مالیم از این برنامه منصرفم کند و متقاعدم کند که در بازار سرمایه‌گذاری کنم.

او این کار را نکرد و بلافاصله گفت: یک کسب و کار بهترین سرمایه‌گذاری است که تو می توانی انجام بدهی!

این توصیه منطبق با تجربه­ی من در این سال­ها بود بنابراین از این اظهار نظر خوشحال شدم. اگر چه سرمایه‌گذاری در کسب و کار ریسک­هایی دارد اما ظرفیت رشد بالایی که برای شما به ارمغان می آورد ارزشمند است.

سرمایه‌گذاری [در دارایی های مالی به اندازه] ده هزار دلار و دریافت بیست-سی هزار دلار، یا پنجاه هزار دلار بعد از چند سال می‌تواند فوق العاده باشد اما زمانی که مشاوره را شروع می‌کنید، کسب در آمد هشتاد، یکصد و حتی دویست هزار دلار در سال اول و دوم  غیر معمول نیست.

پیشنهاد من به هیچ عنوان این نیست که دار و ندار خود را برای راه اندازی کسب و کاری به کار بگیرید. با این وجود، سرمایه‌گذاری روی خودتان هوشمندانه­ترین سرمایه‌گذاری است که بالاترین نرخ بازگشت را دارد.

در مرحله سرمایه‌گذاری باید برآورد داشته‌باشید که عایدی شما از چه محلی است. در قامت یک مشاور، شما باید بدانید که در یک زمان مشخص با چه تعداد مشتری سروکار دارید. برخی در طول سال فقط با یک مشتری کار می‌کنند و برخی به ده مشتری مشاوره می‌دهند در این حالت موقعیت مالی شما محافظت می‌شود زیرا با بیرون رفتن هر مشتری، در آمد شما قطع نمی‌شود.

می توانم تصور کنم به این فکر می‌کنید که کار کردن در آن واحد برای چند مشتری سخت است اما این روش اگر درست ساختاربندی شود سخت نیست.

به­منظور پایدار درآمد، باید روابط همیشگی با مشتریان داشته‌باشید. بدین ترتیب، پروژه‌های شما محدود به یک روز، یک هفته و یا یک ماه نخواهد شد.

من سال­ها از این روش با موفقیت استفاده کرده‌ام. در بخش قیمت­گذاری، جزئیات بیشتری از این کار ارائه می‌کنم.

داشتن درآمد پیوسته از پروژه‌ها حس خوبی ایجاد می‌کند و من چگونگی این کار را به شما نشان خواهم داد.


[۱] Mark Twain

[۲] stocks

[۳] bonds

[۴] mutual funds

[۵] hedge funds

[۶] holding account


([i]) The man who does not read good books has no advantage over the man who cannot read them

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *