چیزهای کوچک جمع می‌شوند

چیزهای کوچک جمع می­شوند

برخی کارهای کوچک که انجام می‌شوند یا نمی‌شوند، چه خوب چه بد، سرمنشاء تمایز می­ شوند.

سوگیری بزرگی که خیلی از مشاوران و کارشناسان در بدو کسب و کار مشاوره دچار آن می‌شوند، حس “همه­چیزدانی” است.

اگر چیزی را نمی‌دانید و مشتری از آن موضوع می‌پرسد، سعی در پنهان­کاری نکنید.

]قطعاً[ ایرادی به اینکه شما همه چیز را نمی‌دانید نیست و مشتری هم نگاه تحقیر­آمیزی به شما ندارد. اگر بدانید البته عالی است اما وقتی نمی‌دانید چه باید کرد؟

بهترین­گزینه این است که بگوئید: در این لحظه مطمئن نیستم؛ اما بررسی می‌کنم و خیلی زود با شما تماس می‌گیرم.

گام بعدی این است که به محض پایان نشست، فرصت یافتن پاسخ را دارید و می‌توانید با ای­میل و یا تماس تلفنی آن‌ها را باخبر کنید. بی­شک آن‌ها تحت تأثیر قرار می‌گیرند.

اغلب، مشتری موضوع “نداستن” شما را فراموش می‌کند و پیگیری بعدی از جانب مشاور نشان دهنده اشتیاق و مهارت پیگیری اوست و در آخر نمایشی حرفه­ای خواهیدداشت.

وقتی کار زیادی مانده و شما از “ابزار میان­بر” برای کوتاه­کردن کار استفاده می‌کنید، مشتری متوجه می‌شود. مشکل میان­ربرزدن، نارسا شدن کار است. استفاده از میان­بر در پروژه‌های بزرگ به چشم نمی­آید اما زیاد شدن آن‌ها، به تجارت شما آسیب می­زند.

نمونه­ای را در اینجا مطرح می‌کنم که در این سال­ها خیلی به کمک من آمده است:

همزمان برای آماده شدن برای نشست ماهانه راهبرد مشتری، از یکی از طرف­های کاری خودم برای آماده کردن تحقیقات و تلفیق آن‌ها برای جلسه درخواست فرستادم.

نتیجه کار راضی کننده نبود؛ اطلاعاتی گردآوری و بررسی­های انجام شده بود اما به هم ریخته و سازماندهی نشده، به صورت ناقص تدوین شده بود.

اطلاعای کلیدی مورد نیاز را نداشت. چیزی اینجا چیزی آنجا…! ۵ درصد از مطلب مورد نیاز برای نشست و اداره آن گردهم آمده بودند.

طولی نکشید اطلاعات تکمیل و اضافه­شد. درواقع، طرف­کاری من صرفاً باید به تارنماهایی که در دسترس هم بودند مراجعه می­کرد و دقایقی بیشتر را صرف نوشتن اطلاعات می­کرد.

چرا این کار را انجام ندادند؟ تنبلی و کوتاه کردن راه و میان­برزدن!

این شرایط فقط مختص این مورد نیست. دنیای تجارت مملو از آدم‌هایی است که سعی در کوتاه کردن کار دارند.

در زمان جلسه باید آمادگی­کامل داشته باشید. برخی مشاوران با اقل­اطلاعات ممکن وارد جلسه می‌شوند. البته مشاور ممکن است اطلاعات­خوبی داشته باشد اما مشکل اینجاست که پیش‌بینی پرسش­های مشتری را نکرده است.

اعتمادبه­نفس از آمادگی کامل ریشه می‌گیرد. وقتی با اطلاعاتکامل و مرتبط وارد جلسه شوید، بیمی از پرسش مشتری ندارید؛ آماده برای پاسخگوئی و ارائه مستندات لازم هستید.

از خودراضی نباشید

ده سالی را فقط به یک دندان پزشک مراجعه می­کردم. پزشکم رفتار دوستانه داشت و کلاً وقت­شناس و کاربلد بود. انتظار من از دندان پزشک را انجام می­داد به همین دلیل به فکر تغییر پزشکم نبودم.

در مقطعی دندان پزشک من به موقعیتی جدید و بزرگتر نقل مکان کرد. در موقعیت کنونی آن‌ها گروهی سه نفر زیر یک سقف بودند. محیط دوستانه است؛ طراحی مطب عالی است. در این رفتر از فن‌آوری­های امروزی همانند تلویزیون صفحه تخت، رایانه و … استفاده شده­است.

خوشبختانه محیط جدید، حس غریبی ایجاد نمی­کرد. اما موضوع جالبی پیش­آمد.

درحالی که آماده برای عزیمت به خارج از کشور بودم و دندان پزشک خودم در درمانگاه نبود، تماس گرفتم تا نوبت را به تاریخ دیگری تغییربدهم. یکی گروه پزشکان پاسخ داد؛ تصمیم گرفتم او را امتحان­کنم، مشکلی پیش نمی­آمد؛ یک­نوبت توسط پزشک دیگری ویزیت­ می­شدم.

دندان­پزشک، جوانی بود که کم تجربه به نظر می­رسید؛ هرچند این­طور نبود. خیلی صمیمی بود؛ پرسش­های مهمی می­پرسید. زمان بیشتری سپری کرد و کار دقیق تر انجام داد.

این تجربه، چشم مرا به روی عملکرد دندان پزشکم باز کرد. من انتظار کیفیت و خدمت خوب داشتم ولی این­یکی عالی بود. این روزها هروقت تماس می‌گیرم سراغ از او می‌گیرم. او برنده کسب و کار با من شده است.

درس: از خود راضی نباشید. به استاندارد کافی و متوسط قانع نشوید زیرا وقتی مشتری شما با خدماتی بهتر مواجه شود، انتظار وفاداری نداشته باشید.

دیدگاه خود را برای مشتری بیان کنید

اشتباه پرتکرار دیگر مشاوران، عدم بیان نقطه­نظرات است. در نگاه اول، عدم­بیان­دیدگاه حتی در زمانی که مخالف خواست مشتری باشد، ممکن است مسئله‌ای به نظر نرسد.

مشتری به شما پول می پردازد؛ شغل شما راضی نگه داشتن آن‌هاست!

اما این اشتباه است!

البته، شما نیازمند رضای­ مشتری هستید. بااین حال، بیشتر آدم‌ها متوجه نمی‌شوند که بعضی وقت­ها مشتری مایل است اشتباه بودن انتخابش ثابت شود.

آن‌ها پول می­پردازند تا نظر حرفه­ای شما را داشته باشند نه اینکه همیشه موافق باشید. ترس از “تبر رئیس” به دلیل مخالفت، به ندرت به واقعیت تبدیل می‌شود. قابل درک است که بسیاری از مردم برای بیان اشتباه خود احساس شرمندگی می‌کنند اما خیلی از تجار دوست دارند نقطه نظرات قوی داشته باشند.

هرچند این عده زیاد نیستند ولی نباید مانع شما شود.

کار شما، علی­رغم دشواری، همیشه بیان دیدگاه خودتان است نه گفتن چیزی که دیگران می خواهند، حتی اگر مخالف باور مشتری باشد.

شفاف­کنم؛ حرف من، به این معنی نیست که به مشتری تفهیم کنید اشتباه می‌کند و او را رها کنید. در این قبیل موارد بهتر است دلیلی یا تجربه­ای برای توضیح داشته باشید؛ اگر مدارک و دلایل محکمی برای دیدگاه و پیشنهاد خود داشته باشید احتمال زیادی وجود دارد که مشتری آن را بپذیرد و شما قدردانی آن‌ها را تجربه شاهد باشید.

اگر این کار را هم نکنند دغدغه نداشته باشید. موضوع این خطوط برنامه­ی یک کودتا نیست. بلکه بحث بر سر کسب اطمینان از کار کامل و حمایت از آن به نفع مشتری است.

اگر قرار شد نقطه نظر شما نادیده گرفته شود و اگر اوضاع همان شد که شما پیش‌بینی می­کردید؛ اینجا ایرادی به شما نیست و سرزنشی متوجه شما نمی‌شود.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *