وقت طلاست

وقت طلاست

وقت طلاست. این قائده هم برای شما و هم برای مشتری صادق است. بیشتر تجار ممنون شما، بابت احترام به وقت و منابع آن‌ها هستند. نشست­ها موقعیت‌های خاصی هستند که با نگه­داشتن پویایی در آن­ها، می‌توانید به این منظور مورد استفاده قرار گیرند.

زمانی که جلسه از ریل خود خارج می‌شود زمان هدر می‌رود. پروژه‌ها به دور از جایگاه مناسب مورد بررسی قرار می‌گیرند. پنج نکته­ای که باید برای تمرکز و سازنده شدن جلسات مد نظر داشته باشید عبارتند از:

۱. گفت و گوهایی کوتاه

سخن کوتاه در بسیاری از موقعیت‌ها ضروریست. برای مثال وقتی درگیر با مشتری جدید یا رابطه تجاری تازه هستید، حرف زدن از آب و هوا، ورزش و خبرها و … فضا را گرم می‌کند؛ در واقع این کار بخشی سازوکار تقویت روابط است.

۲. تحت کنترل داشتن زمان

در زمان “ساختن رابطه­ی قوی تجاری” با مشتری ، باید جلسه را از کوتاه­ترین مسیر به چارچوب تجاری سوق­دهید.

اگر هدف جلسه آشنایی نیست، باید از حاشیه وارد متن شوید([i]).

۳. ارزش تمرکز

در نظر داشته­باشید مشتریان بابت تخصص شما را استخدام کرده­اند تا کاری برای آن‌ها انجام دهید پس باید واقعاً کار کنید تا تجارتی داشته باشید. با نشان دادن تمایل به بذل زمان و تمرکز به کسب و کار مشتریان، نتیجه خواهی برای آن‌ها را ثابت می‌کنید.

۴. جهت دهی حرفه­ای

اگر مشتری پرداخت هزینه خدمت شما را عهده­دار می‌شود به معنی این نیست که مافوق شما باشند. آن‌ها هم، نیازمند راهنمایی و جهت دهی هستند. اگر قرار باشد مشتری همان کاری که “اراده می‌کند” انجام دهد، چیزی بیشتر از اکنون خود، نخواهد داشت. آیا این درست نیست؟ همانطور که در مطلب قبلی تحت عنوان دیدگاه خود را به عنوان مشاور اثبات کنید گفتم، ایرادی به مخالفت شما با مشتری نیست. در واقع، اسباب احترام شما هم می‌شود. اگر جلسه حالت شناور دارد، به خصوص اگر افراد زیادی جلسه حضور دارند، وظیفه­ی شماست که به شکل رسا، حرف زده و جلسه را بر روی آهنگ خود حفظ کنید.

۵. رک و راست و دوستانه

برای جلب­توجه حضار جلسه، منتظر وقفه­های کلامی باشید و در فرصت مناسب وارد شوید؛ یعنی لحظه­ای که فردی کلام خود را خاتمه داد، به سرعت وارد شده و از یکی از این عبارت­ها استفاده کنید:

  • خیلی خب آقایان، برگردیم به …
  • احتمالاً باید برگردیم به بحث…

کاغذ یادداشتی بردارید و عنوان کنید:

  • بعداً باید در مورد ….
  • بخشید دوستان، فقط یک نکته اینکه، امروز من فقط تا ساعت ۱۴ وقت دارم بنابراین خیلی عالی می‌شود اگر بتوانیم…

]چیزهایی دیگری هم هست که[ از گفتن آن ابا دارم مگر اینکه رابطه نزدیکی با مشتریان داشته باشم:

  • بیا برگردیم به …
  • ببین، بیا تمرکز کنیم روی…

قطعاً اصل حرف را درک کرده‌اید. اگر فکر می‌کنید سکوت بهتر است و باید اجازه دهید مشتری کار خودش را بکند، در اشتباه هستید.

نکته پایانی: بستگی دارد

گاهی­اوقات فقط باید شنونده باشید. زمانی به یاد دارم در یکی از کارها همانند درمانگر به حرف مشتری گوش می­دادم. اتفاقات زیادی در زندگی مشتری جریان داشت که بر روی تجارتش تأثیرگذار شده­بود. باید صبوری می کردم تا تخلیه شود.

دراین­مورد، اصراربه بازگشت به موضوعات کاری غلط بود. باید حمایتگرانه گوش می­دادم تا او مجدداً تمرکر خود را بازیابی و حس بهتری پیداکرده و به نفع کسب و کار شود.


([i]) If the purpose of the meeting isn’t to get to know each other, then stop gnawing at the bone and get to the meat.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *