اولین کار در این حالت حفظ آرامش است.
اکثر مشتریان پول شما را میپردازند. اگر نه، یا فراموش کردهاند، یا مشغله دارند، یا مشکل نقدینگی پیداکرده و فقط کمی زمان بیشتر نیاز دارند.
اگر موضوع پروژهای خرد باشد، پیگیری و تحت فشار گذاشتن تنها کاری است که از دستتان بر میآید. اگر به ادامه کار با این قبیل مشتریان هم فکر میکنید نباید آزاددهنده شوید. این کار ممکن است شرایط فعلی را طولانیتر کرده و کلاً رابطه را بسوزاند.
در بیشتر موارد، بهترینکار این است که رایانامهای ارسال کنید یا تماسی بگیرید تا از وصول صورتحساب خود مطمئن شوید. اگر پاسخ قانعکننده نبود یا وجهی در زمان معقول دریافت نکردید، گام بعدی ملاقات رو در رو با مشتری است. معمولاً این ملاقاتها، راهی ساده برای بحث پیرامون موضوعاتی دشوار است.
اگر پروژه بزرگ است و در شرایط شما برای پولتان اضطراری است و ارتباطات هم بینتیجه مانده است، میتوانید از بنگاههایی وصول مطالبات کمک بگیرید([i]). من مجبور به این کار نشدهام، برای انجام آن هم تردید دارم، شاید به دلیل تنظیمات کسب و کارم باشد که در آن عدمپرداخت وجودندارد.
موقعیت خوب من به مراحل قبلی فرآیند مشاوره بازمیگردد. اگر سیستم صورتحساب خود را بهدرستی تعیین کنید و از مشتری درخواست پیش پرداخت کرده باشید یا در نقاطی که پروژه به نقطه عطف میرشد، دریافتی داشته باشید در این صورت در موقعیتهای دشوار برای وصول مطالبات قرار نمیگیرید.
ریشه این مشکلات تقریباً در همه موارد مرتبط با “فقدان ارتباط”، هم از جانب مشاور و هم جانب مشتری است. از اول شفاف باشید؛ انتظارات را تنظیم کنید و ساختاری پیشبینی کنید که این شرایط ایجاد نشود. این راه درست است.
([i]) واژه ی نخستی به ذهن متبادر می شود واژهی شرخری است؛ اما در ایران بانک ها اولین بنگاه های بوده و هستند که وارد سازوکارهای وصول مطالبات شده اند؛ این شرکت ها با شبکه حقوقی و اختیارات قانونی خود، دیوان سالاری های بانکی را دور زده و با سرعت عمل خود به نتیجه می رسند؛ البته نتیجه و گزارشی از عملکرد این شرکت ها برای بانک ها در ایران مشاهده نشد.

دیدگاهها