مهدی طی سه ماه گذشته در حال فعالیت بر روی پروژه ای مربوط به شرکت “فن آوری خلیج فارس نوین” بود. این شرکت، عنوان مجری آخرین نسل از فن آوری داخلی در حوزه های نفتی است که توسط کنسرسیومی از شرکت ها و دانشگاه های کشور توسعه و در قالب یک شرکت مشاع، سازمان دهی شده بود. آن ها در بخش خودشان از زمان بندی جلوتر هستند و این موضوع مهدی را خیلی خوشحال می کرد. به این فکر می کرد که می تواند کمی به خود استراحت بدهد و شتاب حرکت راضی کننده است و می تواند ضربان آن را آهسته تر کرد.
رفتن به سالن بیلیارد بعد از مدت ها، همان فرصتی بود که می توانست کمی از تنش مهدی کم کند؛ صبح جمعه مناسب بود؛ مهدی سرحال و پر انرژی صبح جمعه وارد سالن شد؛ به محض ورود یکی از کارکنان شرکت فن آوری خلیج فارس نوین، کاظم، را آن جا دید. آن دو نفر جلسات زیادی با هم کار کرده بودند و همدیگر را به خوبی می شناختند. آن ها جند دقیقه ای با هم گفتگو کردند. البته همراه کاظم چند نفر دیگر از کارکنان شرکت هم بودند که مهدی آن ها را در شرکت دیده بود ولی ارتباط خاصی بین آن ها برقرار نشده بود.
گپ و گفت آن ها به پروژه های مشترکشان و شرکت فن آوری خلیج فارس کشیده شد. کاظم برای اینکه حال خودش را عوض کند حسابی بازی کرد. در حالی که با مهدی احساس نزدیکی می کرد بی ملاحظه شروع به بیان نقطه نظراتش در مورد یکی از همکارانش کرد. این قضاوت ها به سمت و سوی سایر همکاران کاظم هم کشیده شد و در مورد بعضی از کارکنان شرکت تحقیر آمیز بود؛ رفته رفته مهدی از این همه بی مبالاتی کاظم در مورد همکاران و شرکتی که در آن کار می کرد، مکدر شد. اما کاظم بحث را به سیاست های داخلی شرکت کشاند. و اینکه مدیر پروژه ی شرکت آن ها بی تجربه است و آدم بی صلاحیتی است.
مهدی ماندن در این شرایط را با توجه به حضور کارکنان دیگری از شرکت فن آوری خلیج فارس به مصلحت نمی دید؛ به بهانه پیوستن به دوستانش در میز دیگر از کاظم و همکارانش خداحافظی کرد.
روز بعد مهدی، به دفتر شرکت مشاوره فرخوانده شد؛ ظاهرا موضوعات کاظم به شرکت فن آوری منتقل شده بود؛ حضور کاظم در آن جمع موجب شد تا او به دفتر شرکت مشاوره فراخوانده شود؛ توضیحات او مدیر شرکت را قانع کرد و قرار شد خود مدیر مشتریان به این مهم رسیدگی کند؛ ولی توضیحاتی را به مهدی داد که عبارت بودند از :
نکات :
گاهی مشاوران در محیط کاری شرکت های طرف قرارداد ارتباط دوستانه با کارکنان برقرار می کنند این موضوع و حدود و ثغور آن موضوع پیچیده ای از منظر اخلاقی و حرفه ای است که کلیات و چارچوب هایی برای آن وجود دارد. گاهی در موضع قضاوت و فشار برای قضاوت در یک گفتگو قرار می گیرید؛ به عنوان یک اصل کلی، موضع مثبت و قضاوت کلی و خوب، مشکلی برای شما در این موقعیت ها ایجاد نمی کند.
اظهار نظرهای منفی و رادیکال در مورد مشتری، علاوه بر صدمه به اعتبار شرکت مشاوره موجب خدشه دار شدن اعتبار مشاور نیز می گردد.
اگر برای اظهار نظر کردن تحت فشار هستید بازهم چیزی نگوئید که به اعتبار شما آسیب بزند؛ پاسخ های کلی و اظهار نظر های غیر قطعی مفیدند؛ همانند اینکه بگوئید : نمی توانید در این مورد اظهار نظر کنید یا اینکه نمی دانم؛ چه بگویم؟ به نظر شما اینطور است؟ جالبه!
اگر کارکنان برای ادامه صحبت هایی از این دست اصرار دارند و چاره ای برای خروج هم ندارید، اظهار نظر نکنید و حضور فیزیکی داشته باشید اما حضور فعال نداشته باشید. بعید نیست شرایط روزهای آتی به گونه ای پیش برود که اظهارات شما در حضور مدیر شما علیه تان استفاده شود.
اظهار نظر در مورد گرایش های سیاسی و اجتماعی مدیران یک شرکت در صلاحیت شما نیست.

دیدگاهها