باید نبرد هایی را واگذارید تا امید داشته باشید در یک جنگ پیروز شوید!
اختلاف در تیم پروژه:
اردوان دارای روحیه ی رقابتی است و چالش را دوست دارد. مشاوره برای او راهی برای نشان دادن و آزمودن توانایی هایش تلقی می شود. در آخرین پروژه اش به عنوان یک تحلیلگر، مسئول جمع آوری داده های تولید از طریق مشاهده، جلسه با منتورهای شرکت مشاوره و جلسات مشترک با خبرگان مشتری شد تا بعد از تجزیه و تحلیل، تیم شرکت مشاوره را در برآورده کردن نیاز مشتری یاری نماید. اردوان همانند یک سیاه چاله تمام اطلاعات، شامل مستندات و داده های موجود را بر روی حافظه ی های موقت جمع آوری می کرد، مشتری هم از این رفتار او استقال نمود، کارشناسان شرکت به این نتیجه رسیده بودند جمع آوری و تمرکز اطلاعات و پالایش آن ها می تواند موجب مرور مجدد فعالیت آن ها شده و احیاناً خطاها هم شناسائی شود.
بعد از اتمام کار اردوان، تمام طراحان و کدنویس ها، اطلاعات او را برای طراحی و نوشتن برنامه درخواست کردند.
در طول تهیه ی برنامه پرسش های از سوی تیم طراح مطرح می شد و اردوان به راحتی بر اساس مستندات و توافقات جلسات و مکالمات و داده های ذخیره شده پاسخ آن ها را می داد. تا اینکه در زمان تست اولیه برای جامعه محدود شده کاربران، برنامه مطابق توافقات و برنامه ریزی پروژه پاسخ نداد.
اردوان در جلسه ی بررسی موضوع دعوت شد و مسئله برایش تشریح شد. مشکل به دو طریق قابل تحلیل بود. ممکن بود که اردوان به شکلی موضوع را درک و تفسیر و تحلیل کرده و یا طراحان آن را به گونه ای دیگر درک کرده باشند. اردوان از اینکه او موضوعات را اشتباه تحلیل کرده باشد نپذیرفت. البته این موضوع باعث ایجاد حس بدی در بین کاربران شرکت که ماه ها وقت و پول برای اردوان و شرکت متبوعش کرده بودند شد.
اردوان موضوع را به مدیر خودش منتقل کرد و مدیر او علی رغم مخالفت و دلخوری عمیق اردوان که سرسختانه بور داشت که همه ی موضوعات را درست ضبط و تحلیل کرده است، مشکل را پذیرفت و قرار شد اصلاحات لازم به هزینه ی شرکت انجام و رویه ی مناسب در کمترین زمان ممکن در اختیار طراحان مشتری قرار داده شود.
نکته :
این که اردوان اشتباه تحلیل کرده و یا کلیه ی سوابق را جمع آوری نکرده است اصلاً مهم نیست. آنچه که اهمیت دارد سرعت عمل در اصلاح کار و انجام تغییرات متناسب با نیاز مشتری است. شرکتی که کسب و کارش متکی به اخذ درخواست خدمت و معمولاً مبتنی بر روابط بلند مدت است، نباید وارد چالش ها و مجادلات غیر سازنده شود در حالی که منافع حاصل از تعامل با شرکت بسیار بیشتر از مشکل بروز نموده است.
مدیریت بر مبنای صلاح و صرفه های مدیریتی بهتر از محاسبات واحدهای حسابداری است، از این رو، محورهای زیر در داشتن نگاه حرفه ای پیشنهاد می گردد:
• زمان مورد نیاز برای اصلاح کار و تأمین درخواست چقدر است؛ بر زمان متمرکز شوید!
• چقدر زمان در اختیار هست؛ برنامه ریزی موثر بر روی زمان داشته باشید!
• آیا دوباره با مشتری قرار است همکاری و تعامل وجود داشته باشد اگر هست پس درخواست مشتری اجرا شود
• این سابقه در ذهن آن ها می ماند که شرکت شما در صورت ضرورت هر گونه اصلاح مورد لزوم را انجام خواد داد و می تواند آن را انجام دهد.
البته می توان بر روی قرارداد و اثبات خود دل خوش بود اما باید به روابط بلند مدت با مشتری فکر کرد؛ همان موجودیتی که در حوزه های مختلف می تواند درخواست های متعددی برای دپارتمان های مختلف شما ارسال کند. باید حساب کرد برنده شدن در یک گفتگو مهم تر است یا داشتن روابط بلند مدت و پرمنفعت با مشتری!

دیدگاهها