رویارویی با چالش ها
همچنان که فرصتها میتوانند موفقیتهایی را برای شما به ارمغان بیاورد، توجه به زمانهایی که با چالش مواجه میشوید هم مهم است.
مشکلات هرچه که باشند، همانند مسائل سمت مشتری، تغییرات لحظه آخر، امور ناگهانی یا هر چیز دیگر، شما میتوانید بر آنها فائق آیید. راهنماییهای مفیدی برای این قبیل موارد وجود دارد که در مدیریت حرفهای این قبیل موقعیتها به شما کمک میکند.
در موقعیتی ساعت هفت صبح روز زمستانی، مشغول مرور رایانامهها بودم که زودهنگام تلفن زنگ خورد.
بهمحض شنیدن صدای آن طرف گوشی، به وجود مشکلی پیبردم. خوشبختانه، مشتری من از آن طرف خط، فریاد نمیزد اما مشخص بود که ناراضی است.
کت و شلوارم پوشیدم، تاکسی گرفتم و بیست دقیقه بعد نزد مشتری بودم.
روی صندلی چرخدار در حال سیگار کشیدن بود.
با چشم اشاره کرد که مقابلش روی صندلی بنشینم- این ملاقات میرفت تا جالب شود.
مشکل مشتری، مشکل بزرگی نبود. مجموعهای از شانس و تصادف که محاسبه فضایی میطلبید تا ایجاد شود ولی شده بود و من باید آن را مدیریت میکردم.
مشکل مربوط به تبلیغی به زبان انگلیسی بود که در طول کمپین تبلیغی برای مشتری چندملیتی ساخته شده بود. مشتری من مشابه همین تبلیغ را- با همان عکس انتخابی ما و محتوای مشابه- به زبان ژاپنی دیده بود. شرکت اخیر، رقیب ما نبود و ما هم قبلاً آن تبلیغ را ندیده بودیم با این حال مشتری ناخرسند بود.
در طول دوروز، مشکل حل شد اما این جریان درس بزرگی از نحوه رویارویی با مشکلات به من داد.
تصور اینکه پروژهای از آغاز تا پایان دچار مسئله نخواهد شد باورپذیر نیست. بسیاری از پروژهها زمانی در طول اجرا دچار مسئله میشوند. این بخشی از کسب و کار است.
اما زمانی که پروژهای به معنی واقعی “منفجر شود” چه میتوان کرد؟ وقتی که خطایی بروز میکند؟ وقتی امور شفاف نیست؟
بیایید آسیبها را کنترل کنیم. وقت را هدر ندهیم؛ اول، علت وقوع مشکل را یافته و از عدمتکرار دوباره آن مطمئنشویم. اگرچه این اقدام درست و منطقی است اما وقتی مشتری شما آسیب دیده است، قبل توجه به آینده، باید فکری برای اکنون داشته باشید.
۱) شجاع باشید: اگر قصور از سمت شماست، آن را پذیرفته و از آن پنهان نشوید، فرافکنی به اتفاق یا شخص دیگر فایده ندارد جز اینکه مشتری به دیدهی تحقیر به شما مینگرد.
۲) شفاف باشید: ریشه بروز اشتباه را برای مشتری توضیح دهید و مهمتر، به آنها از اقدامات خود برای رفع آن بگوئید. همه اشتباه میکنند. توضیح اینکه شما هم اشتباه کردهاید مایه شرمساری نیست. رو بازی کنید و نشان دهید که تأخیر نخواهید داشت و بهترینها را برای آنها پیگیری میکنید.
۳) از خود نگهبانی کنید: اگر ریشه مشکل در عملکرد شما نیست و منغیرحق سرزنش میشوید باید از خود محافظت کنید. صرف بیان عدم دخالت شما در بروز مشکل کافی نیست؛ کاری که بسیاری انجام میدهند. لازم است مستدل به اعداد، داده ها، نتایج و .. “عدم خطا” را نشانداده و موقعیت خود در برابر مشتری را به فرصت تبدیل کنید.
۴) از آنها پشتیبانی کنید: صرفنظر از اینکه ریشه مشکل کدام یک از طرفین است، باید از مشتری خود پشتیبانی کنید. پیداست که مشتری تحت فشار و ناراضی است. شاید اشتباه تجاری آنها را در مخاطره قرارداده است. شاید آنها در حال از دست دادن سرمایه خود هستند. هرچه هست، حامی آنها باشید و کمک کنید تا مشکل را حل کنند.
۵) خونسرد و جدی: نفس عمیق بکشید. این شرایط همانجایی است که در اولین تجربه دچار به هم ریختگی شدم. از شدت فشار، چیزهای مهم زندگی را فراموش کردم. طی چند روز نهتنها به ذهن و روحم آسیب زدم بلکه از فشاراسترس دچار مه ذهنی شدم؛ سرعت عمل من کاهش یافت و به تبع یافتن راهحل هم طولانیتر شد.
این پنجگام را برای یاری شما در این موقعیتها ارائه میکنم تا نارضایتی مشتری را کاهش داده و مشکل را حل کرده و پروژه را به مسیر درست بازگردانید.
وقتی استرس به شما ضربه میزند، گاهی این کار را واقعاً میکند، بهترین خود باشید تا همهچیز را در موقعیتدرست قراردهید. بدترینچیز ممکن چیست؟ آیا واقعاً آنچه رخداده، برای کل کسب و کار و زندگی شما بداست؟ روشنکردن منظر و روشن کردن ذهنیت از آنچه که واقعاً مهم است میتواند درسگران قیمتی برای زندگی شما باشد. در واقع باید مسئله و مشکل را مدیریت کنید نه آنکه مسئله شما را مدیریت کند.

دیدگاهها