بهرهوری از ویژگیهای مشاورانموفق است. حرفهایها میخواهند بهرهوری بیشتری داشتهباشند. با بهرهوری بیشتر، کار بیشتری انجام میدهید، پول بیشتری به دست میآورید و میتوانید بیشتر هم استراحت کنید.
شما میتوانید بهترین روشهای بازاریابی و راهبردهای مشتریسازی در کسب و کار را به کار به ببرید اما اگر “بهرهور نباشید” فایدهای نخواهد داشت.
راههای زیادی برای بیشینه کردن بهرهوری وجوددارد که میتواند شامل ایجاد برنامه راهبردی، تعیین هدف، مدیریت زمان و ]مهارت[ پایش اتلافکنندههای زمان باشد.
نوشتن برنامه راهبردی برای مشاوران
اغلب فکر میکنم خیلیها معنی کلمه استراتژی را نمیدانند. از میان همهی مشاوران، آزادکارها و مالکان کسب و کاری که در طی سالیان با آنها حرف زدهام، تعداد اندکی معنی این کلمه را درک کردهاند و تعداد کمتری هم اجراییکردن آنرا از مسیر درست میشناسند.
برای بعضیها، داشتن راهبرد به معنی برنامهای بلندبالا و پیچیده برای رشد تجارت است: فهرست یا گامهای متعدد که آنها برای دستیابی به هدف نیازمند به آن هستند.
اگر صادقانه بگویم، به عنوان ایده، این نگاه منطقی است؛ هر چند مسئله اینجاست که اکثر برنامه ها، فاقد بررسی حیاتی، برای تشخیص استراتژی بودن یا نبودن هستند.
راهبرد شرکت باید بیان کند که آیا یک: واقعاً برای مشتری فعلی و بالقوه ارزش دارد و دو: آیا شما را از رقبا متمایز میکند.
بیایید عمیقتر نگاه کنیم:
۱. برای مشتری فعلی و بالقوه شما مهم است.
الف) اگر استراتژی و برنامههای شما، ارزشی که مشتریان درپیآن هستند پیشنهاد نمیدهد، واقعاً به دردی نمیخورد. اگر کسی نیازمند “چاپستیک” باشد و شما سعی کنید انواع بهتری از چنگال را پیشنهاد کنید، شما وقت خود را تلف میکنید.
ب) مطمئن شوید که تمرکز و پیشنهاد شما همانچیزی است که بازار مطالبه میکند و برای آن اهمیت قائلاست.
پ) اگر موضوع بند (ب) صادق نیست، باید روی بازار دیگری تمرکز کنید تا خدمت خود را بفروشید؛ یا به نقشهراه خود برگردید یا پیشنهاد فعلی خود را متناسب با نیاز بازار اصلاحکنید.
ت) چگونه میفهمید؟ بهترینراه، پرسیدن از مشتریان است. تا جایی که میتوانید از مشتریان فعلی و بالقوه بپرسید و سپس بفروشید. در تجارت، “حرف” قیمتی ندارد؛ پول است که تعیین ارزش میکند و شما میخواهید مردم پولی که به سخت کسب کردهاند برای شما خرج کنند؛ این نهایت مفهوم اعتبار است.
۲. وجه تمایز شما از رقبا شود.
ساده به نظر میرسد ولی می تواند کار را سخت کند!
الف) شاید کار خود را منحصربهفرد میبینید. اما اینطور نیست و برای متقاعدکردن مشتری مشکل خواهید داشت.
ب) قطعاً فعالیت منحصربهفردی می تواند باشد وقتی در حال جستجو یا تحقیق برای جلب نگاه متفاوت مشتریان خود باشید؛ اما این فقط شروع است.
پ) بهترینراه برای تشخیص وجود تمایز با دیگران، این است که وارد بازار شده و با افرادی که بهتراز شما کار میکنند حرف بزنید.
ت) مشتری بالقوه بهمحض دیدن نمایشتان، در مورد شباهت خدمات شما با سایرین اظهارنظر خواهد کرد. و
ث) زمانی متوجه استراتژیکبودن کار شما میشوند که از زبان آنها بشنوید: “چقدر عالی!” یا “ای کاش کسی بود این کار از او ساخته بود! “. بنابراین پیش از هر کاری، راهبرد فعلی و برنامههای کسب و کاری خود را بررسی کنید.
یک هدف برای هر روز
کتابهایی زیادی برای آموختن فنون و شیوههای دستیابی به بهرهوری و مدیریتبهتر زمان وجود دارد که برای مشاور، مخصوصاً مشاوران مستقل، برای در اوج و سرپا بودن، و “برداشتن گامهای کلیدی موفقیت” لازم است.
باوجود اینهمه مطالعات صورتگرفته بر روی بهرهوری، کماکان صاحبان کسب و کار و مشاورانی را میبینم که بهرهوری ندارند. اینگروه ممکناست فعالیتهای انفجاری داشتهباشند اما همانند خردسالانی که در پی “هله هوله” میروند، زود جست و خیزشان فروکشمیکند.
آیا امیدی به این دسته افراد هست؟ شخصاً به آن امیدوارم.
مشکل معمول این است که هرچقدر بیشتر برای بهرهوری رنج میکشند کمتر به دست میآورند. افرادی با این شرایط سعی میکنند بیشتر کار کنند.
واقع این است که شاید شخصیتاً سازماندهی شده نباشید یعنی برای ورود به یک سیستم و کار قائدهمند منظم، مشکل دارید و عموماً تحتفشار هستید(به خصوص از درون)؛ انتظارات، مشخص میشوند و حس میکنید باید بیشتر کارکنید و مشغول باشید. با این شرایط، سر خود را شلوغتر میکنید. اما همهی آنها امور خردهریزی میشوند که پیشران کسب و کار شما نیستند. شما برای اینکه ثابتکنید در حال کار هستید، خود فریبی میکنید. اینگونه ذهن شما قفل میشود زیرا سرریز از فکر و خیالاتی است که برنامهریزی کردهاید.
بهترین رویکردی که دیدهام “هر روز یک راهبرد است یا هر روز یک کار است.”
این همان چیزی است که باید باشد.
روزی یک هدف برای خود تعیین کنید. فکر کنید در روز یک هدف دارید و در صورتی که به سرانجام برسد، مینشینید و پاهای خود را روی هم میاندازید.
این هدفروزانه، آنقدر باید مهم باشد تا شما را به پیش ببرد. نوشتن یک مقاله و ارسال برای پذیرش، نوشتن یادداشت برای مطبوعات، تدوین تبلیغات و غیره، نمونههایی از این برنامه ها میتواند باشد.
زمان عنصری کلیدی است
بهترینزمان برای این کار صبح زود، قبل از اینکه مغز شما پر از موضوعات مختلف شده و تحت فشار قرار گیرد، است؛ قبل آغاز تماسها و در همان اول روز هدف را بزنید.
انجام دادن کاری مهم در روز، حس خوبی است؛ باقی روز را میتوانید استراحت کنید و یا بر روی جنبههایی دیگری از کسب و کار مشغول شوید. اگر کاری پیش آید، خیال شما راحت است زیرا کاری کلیدی روز را انجام دادهاید.
برای بهرهوری نیازی نیست روزی یکصد کار را به سرانجام برسانید. فقط روی یک کار تمرکز کنید. بدون بهانه انجامش دهید. زود آن را از سر راه بردارید.
با اینکار، حس عالی داشته و اعتماد به نفستان رشد میکند.
در طول زمان با انجام کارهای بیشتری بهرهوری بیشتری هم خواهید داشت. البته منظورم این نیست به هر چیزی که برای کار مفید است، دست می یابید.
فنون سنگ خورده دیگری برای افزایش بهره وری
جستجوی کتابهایی با موضوع بهرهوری در تارگاه آمازون، شما را به ۴۵۹۶۰ عنوان میرساند.
اگر با پیادهسازی بهرهوری در کار مشکل دارید، ممکن برای شما حفت و جور کردن زمان برای مطالعه کتاب، از سطح پایه تا پیشرفته، سخت باشد.
به همین دلیل، پنج فن “سنگخورده” را معرفی میکنم که از همین الآن میتوانید اجرای آنها را شروع کنید؛ این تکنیکها به شما در افزایش بهرهوری کمک میکند تا کارهای بیشتری انجام دهید.
۱) زود بیدار شوید. بامدادان، زمانهای پراز آرامشی را فراهم میکند که در اوقات دیگر روز، دستیافتنی نیست. تلفن زنگ نمیزند، هشدار ورود پیام ندارید. زمان، در اختیار شما برای حرکت است! از آن برای ورزش، خواندن یا مطالعه و شروع مهمترین کار روزانه استفاده کنید!
۲) با کارهای مهم شروع کنید. معنیدارترین و اثرگذارگذارترین پروژههای ما اغلب سختند و نیاز به توجه و زمان دارند. به همین دلیل معمولاً از فهرست کارهای روزانه ما به مرور بیرون میروند. با رویکردینو، روز خود را با مهمترینکار شروع کنید. ممکن است در شروع سخت باشد اما دورهای که آن را انجام دهید، بهتدریج بر روی وظایف واقعی کار کرده که تأثیر عمیق بر کسب و کار و پیشه شما دارد.
۳) بدون توقف کار کنید. دادههای پژوهش رابینشارما[۱] نشان میدهد کارگران هر ۱۱ دقیقه مکث ]ذهنی-کاری[ دارند. هرعامل حواسپرتی، بهرهوری شما را کاهشداده و تمرکز و انرژی شما از کار منحرف میکند.
برای کار خود با نهگفتن به وقفهها احترام قائل باشید. خود را در اتاق، حبس کنید اگر لازم میدانید پیام “وارد نشوید” پشت در اتاق بیاویزید؛ اگر لازم است، تقویم کاری خود را ثابت کنید تا همکاران و دستیاران مزاحم شما نشوند. وقفههای زیادی روزانه دور و بر ما وجود دارند که باید آنها را شناسائی و حذف کنید.
۴) از نشست ها پرهیز کنید. نشستهای روزانه و هفتگی میتواند عنصر حیاتی از کار باشد اما نواختی یکسره از جلسات، که در آن چندیننفر برای بیست دقیقه تا ساعتی یا بیشتر، حرفمیزنند، طاعونی است که باید از آن فراری باشید. زیرا اغلب، نهتنها منشاء ایدهای عملی نیستند بلکه موضوعات آن با تماس تلفنی ۵ دقیقهای هم قابل بررسی است.
ستگودین[۲] تاجایی جلو میرود که از حضور در جلسات پرهیزکرده و گفتگوهایی را ترجیح میدهد که تصمیمی در آن گرفته میشود.
اگر اینکار را نکنید نشستها تبدیل به رویداد میشوند؛ تصور کنید چقدر زمان در نشستی اتلاف میشود، وقتی چندین نفر دور میزی نشسته و برای سیدقیقه تا یکساعت وقت صرفمیکنند.
۵) اینترنت را قطع کنید. در نظرسنجی که توسط سیانان انجام گرفت، بسیاری از پاسخ دهندگان اظهار کردند از اینترنت برای رابطهجنسی روزانه استفاده میکنند. من ناکاوت شدم[۳]. وقتی اینترنت بهرهوری شما را با دسترسی به اطلاعات و شیوههای غیرقابلتصور افزایش میدهد، بهرهوری شما را هم کاهش میدهد. هر چند لحظه یکبار اعلان رایانامه دریافت میکنید؟ آیا حین انجام پژوهش، وسوسه شدهاید که ویدئویی از یوتیوب را فقط تماشا کنید؟ آیا پیش آمده با دریافت تصویری جدید از یک گربه، بخواهید آن را در فیسبوک منتشر کنید؟ داستان را متوجه شدید؟
برخطنبودن، با تمام حواسپرتیها، فضا و تمرکزی را ایجاد میکند که “برخطبودن” مانع و مخل آناست. با هرکدام از موارد بالا که خواستید از هماکنون شروع کنید. نتایج مثبت را به دست آورده و به پیگیر اجرای بیشتر آنها می روید.
[۱] Robin Sharma
[۲] Seth Godin
[۳] I digress

دیدگاهها