ساختار مالی

از چه ساختار هزینه ای باید استفاده کنید

شیوه‌­های مختلفی برای تنظیم نرخ­خدمات­مشاوره وجود دارد. تا زمانی که تشخیص ندهید چه­فرمولی برای کسب و کار شما مناسب است، نمی‌توانید در مورد درست و غلط بودن راهکارها قضاوت کنید. ]پس نیازمند آزمون و خطا هستید.[

بدترین­انتخاب، تمرکز بر روی کاهش هزینه است. تنها استثناء، مقطعی است که به تازگی وارد حرفه مشاوره شده­اید و می­خواهید به کار نوک بزنید. در این زمان، رفتار هوشمندانه این­است که کارهایی با دستمزد کمتر را بپذیرید، فهرست مشتریان خود را شکل دهید و مهارت‌های خود را محک بزنید.

البته در بیشتر موارد، بهای پایین خدمات موجب تنزل جایگاه و ارزش خدمت می‌شود؛ و در مجموع، قیمت بالاتر، باعث ارتقاء ارزش ذهنی خدمات شما نزد مشتریان می‌شود.

قبل از اینکه بهای خدمات را بالاببرید از تنظیم منطقی آن مطمئن شوید.

وضعیت جاری مشاوران

ابتدا قیمت خدمات سایر مشاوران را مشخص کنید و جدول بهای­خدمات را تنظیم­کنید.

با این­کار، خیلی راحت، خود را با سایر مشاوران مقابله می‌کنید. این معیار خوبی برای آغاز کار است، اما باید خود را با همه مورد مقایسه قراردهید. به موفق‌ترین مشاوران پیرامون نگاهی داشته‌باشید. برخی از آن­ها از بیان مختصات فردی و تمایلات خود ابائی ندارند به عبارت ساده تر، آن‌ها از دیگران متفاوت هستند.

در مشاوره در پی این تفاوت­ها هستید؛ خود را در جایگاهی متفاوت از رقبا پیش‌بینی کنید با این حال تفاوت به خودی خود کافی نیست بلکه نیاز دارید نتیجه و ارزش ارائه­دهید.

فرمول ساده برای تنظیم بهای خدمات

درآمد سالانه­ی مورد انتظار را مشخص کنید. اگر هدف مثلاً هشتادهزار دلار است، این مبلغ را تقسیم بر ساعات کاری کنید که در سال قادر به کار کردن هستید.

با پنجاه­ودو هفته کار شروع کنید، ایام تعطیل و روزهای بیماری را از آن کم­کنید. باقی مانده حدود چهل­وپنج هفته می‌شود. با فرض چهل ساعت کار در هفته، ساعت کار سالانه شما برابر با ۱۸۰۰ ساعت خواهد شد.

مشاوران تازه کار درآمدسالانه را بخش­بر ساعت­کار سالانه می‌کنند که با محاسبات بالا می‌شود ۴۴.۴۴ دلار که نرخ ساعت-کار شما می‌شود.

اما در این محاسبات، یک مسئله بزرگ نادیده گرفته شده است؛ اینکه شما ۱۸۰۰ ساعت برای مشتریان کار نمی‌کنید!

چرا؟ زیرا شما باید بخشی از این زمان را صرف بازاریابی، اداره کسب و کار و تکالیف مربوط به رشد آن نمایید.

احتمالاً شما ۵۰درصد زمان سالانه فوق را صرف کار برای مشتری کنید که می‌شود ۹۰۰ ساعت-کار قابل فاکتور کردن!

اکنون دوباره دستمزد سالانه را بر ۹۰۰ ساعت تقسیم می کنیم که می‌شود ۸۸.۸۸ دلار برای هر ساعت.

این محاسبات به شما نشان می‌دهد که برای دستیابی به دستمزد هشتادهزار دلار، چه مقدار کار و با چه قیمتی باید انجام دهید.

اگر هدفی کمتر تعیین شود، قیمت خدمات شما هم پایین‌تر خواهد بود. اگر بخواهید همان زمان را صرف کنید و همان مقدار درآمد داشته‌باشید، نیازمند افزایش بهای خدمات خود هستید. این یک مقیاس کشوئی ([i]) است و ایده­ای برای تنظیم بهای خدمات می‌دهد.

اجازه دهید از این مختصر جلوتر برویم..

نرخ ۸۸.۸۸ دلار به عنوان نرخ پایه خوب است اما تا اینجا هنوز هزینه­های سربار و سایر هزینه­های مرتبط با کسب و کار در این محاسبه وارد نشده است.

اگر هزینه سربار سالانه ده­هزاردلار باشد(تلفن، اجاره، اینترنت، لوازم، بیمه، درمان و غیره) با تقسیم بر ساعات مفید کاری(۹۰۰ ساعت) می‌شود ۱۱.۱۱ دلار!

خب! این عدد با آخرین محاسبه یعنی ۸۸.۸۸ دلار جمع شده که می‌شود ۹۹.۹۹ دلار برای هر ساعت؛ قیمت عملیاتی حساب کنید ۱۰۰ دلار تمام.

هر چند من از تعیین ساعتی کار برای مشتری خودداری می‌کنم اما خوب است که درک درستی از هزینه ساعت­کار برای مشتری داشته باشیم زیرا بسیاری از ساختارهای بهای خدمات، همانند بهای خدمات پروژه، بهای کار ساعتی، خدمات نصفه روز و همه بر تعیین آن تأکید و الزام دارند.

اجازه دهید به سایر اجزا ساختار بهای خدمت که باید در نظر گرفته شود بپردازیم.

پروژه

می‌توانید از کار ساعتی صرف‌نظر کنید و پروژه­ای خدمات خود را عرضه­کنید. در این حالت ساعات پروژه را باید برآورد کنید.

توصیه من این است که به محاسبات ساعتی خود، ۵۰درصد دیگر برای تکمیل پروژه اضافه کنید. این کار امکان مدیریت و ] اداره[  اضافه­بار را می‌دهد؛ به عبارت ساده، امور همیشه مطابق برنامه زمان­بندی پیش نمی‌رود و شما هم انتظار زیان در پایان کار را ندارید. این حاشیه امن روشی معمول است و شما در صورت لزوم می‌توانید از آن استفاده کنید.

واقعیت این­است که در صورت به کارگیری روش پروژه محور هم، برای تعیین بهایی نهایی خدمت خود، نیازمند برآوردی ساعتی از کار هستید.

بهای روزانه مشاوره

برخی مشاوران مایلند روزانه یا نصف روز خدمات خود را فاکتور کنند. این رویکرد ایرادی ندارد اما با این نگاه هم، نیازمند برآورد ساعتی خدمات خود خواهید بود.

مثلاً اگر خدمات ساعتی شما ۲۰۰ دلار باشد و هشت­ساعت برای مشتری کارکرده باشید؛ بهای خدمت شما ۱۶۰۰ دلار به شکل روزانه خواهد بود.

اما نکاتی را باید در نظر داشته‌باشید:

زمان تردد تا محل کار مشتری

مراجعه به محل کار مشتری چقدر زمان می­برد؟ اگر این زمان چند دقیقه بیشتر نشود، مشکلی­نیست اما اگر رفت­وبرگشت شما دو ساعت طول­بکشد در این صورت آن­را می‌توانید به فاکتور خود اضافه کنید.

در این صورت، هشت ساعت فوق عملاً ده­ساعت شده و ایرادی برای مطالبه آن وجود ندارد. اما آیا باید این مبلغ را از مشتری دریافت کنید؟ البته نه! و البته این کاملاً به شما بستگی دارد. اما قطعاً این موضوع جای درنگ دارد.

هزینه تردد تا محل مشتری

اگر دفترکار و موقعیت مشتری خارج از شهر و منطقه شما باشد، هزینه­ی سفر باید از سوی مشتری پرداخت شود. زمانی­که یکی از مشتریان ژاپنی من درخواست سخنرانی داشت، هزینه بلیط هواپیما، اقامت و هزینه خدمات روزانه من را تقبل کرد.

اینکه ترجیح شما استفاده از بلیط تجاری یا کلاس درجه­یک باشد بستگی به رابطه شما با مشتری و برندی که برای خود ساخته­اید دارد. اگر در موقعیت خود تثبیت شده و انتظار زیادی دارید؛ درخواست تشریفات تجاری، روشی معمول است.

از سوی­دیگر، اگر درحال شکل­دادن به نشان خود هستید، درخواست صندلی کلاس تجاری نکنید. توصیه من این است که از این­کار خودداری کنید.

وعده های غذایی

برخی همکاران از من می­پرسند که در محاسبات خود این قبیل موضوعات را لحاظ کنند یا نه؟ من هرگز این کار را نکرده‌ام و به نظرم تنزل کار به این سطح غیر حرفه­ای است.

شما صرف‌نظر از این که در منزل باشید چه در محل فعالیت مشتری، باید غذا بخورید. اگر فاصله مکانی بیش از ۱۵۰ مایل باشد این هزینه­ها باید پذیرفته شود.

حین­کار، فرصت زیادی برای غذاخوردن در آرامش ندارید. در واقع، برای هر وعده بین ده تا بیست دقیقه فرصت دارید. مشتریان شما اغلب غذا را به محل استقرار شما می­آورند یا شما را برای ناهار بیرون می­برند.


([i]) مقیاس کشوئی در اینجا اشاره به این دارد که درآمد تابعی از مشتریان و ساعات کار است بع عبارتی قیمت متغیر محصولات و خدمات بر اساس توانایی پرداخت مشتریان و تونایی در تغییر متغیرهای فعالیت است.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *