تبدیل چشم انداز به فرصت

تبدیل چشم انداز به واقعیت

چند سال پیش در سالن انتظار کلاس تجاری هواپیمایی ژاپن در انتظار برای برگشت به خانه نشسته بودم. محو زمین باندپرواز بودم؛ هواپیمایی­هایی که می­آیند و می­روند، مقداری تنقلات و نوشیدنی خوردم، فکر کردم فرصت خوبی است تا در مورد سال قبل و برای سال آینده فکر کنم. کیفم را برداشتم و “برگ برنامه­ریزی” که یکی از دوستانم برایم چند روز قبل فرستاده بود را در آوردم.

متمرکز شدن

هر سال، همانند سال­های بسیار قبلی، قطعنامه­ها و آنچه که قصد انجام آن برای سال بعد را دارم تدوین می‌کنم. امسال، دو کاری که قبلاً انجام نداده بودم را به سرانجام رساندم و مایه شگفتیم شده بود. برنامه­هایی قبلی که نوشته بودم، بدون از قلم افتادگی، مرور کردم. هنوز آنجا بودم، و برگه را پر می کردم، در مورد بزرگترین موفقیت­ها در تجارت و امورشخصی، بزرگترین ناامیدی­ها، و هرآنچه که برای سال بعد می­خواستم.

گام سری

وقتی به منزل رسیدم، برگه را بر روی “تخته­سفید” محل کارم چسباندم. شاید مهم به نظر نرسد، اما برای داشتن چشم­انداز از کار حیاتی است.

هرروز آن را نگاه و مرور می‌کنم. کلی ایده به من می‌دهد. این برگه را تحت مراقب قرار می‌دهد. در هر نگاه، از خودم می­پرسم، آیا کاری که مرا در مسیر شغلم قرار می‌دهد را انجام می‌دهم؟

با گذشت چهارماه از برنامه، دو هدف از شش هدف اصلی سال را محقق کردم؛ یک سوم تمام شده بود.

دستاورد بزرگی بود. نمی­دانم آیا در گذشته اینقدر متمرکز کار کرده بودم که توانسته باشم در این مدت کوتاه اینقدر کار انجام بدهم.

هیچ گاه دیر نیست

اگر برای نوشتن اهداف وقت نمی­گذارید، همین الآن شروع کنید. نیازی نیست تا سال آینده صبرکنید. هیچ­وقت دیر نیست. اگر چیزی یادداشت کرده‌اید اما آن را در کشو یا قفسه مابین کتاب­ها گذاشته­اید، بیرونشان بیاورید و در نقطه­ای که هرروز آن‌ها را ببینید قراردهید.

چشم­انداز بسیار قدرت­بخش است. شوربختانه، آدم‌ها مشتاق تبدیل­شدن به مشاوری موفق هستند اما داشتن چشم­انداز را به سخره می‌گیرند. یا ادعا می‌کنند برنامه‌ای دارند که در ذهنشان است و از آن جدا نمی‌شوند.

باید این برنامه­ها را یادداشت کنید و جایی بگذارید و هر روز آن‌ها را ببینید.

این کار را امتحان کنید؛ مطمئنم شگفت زده می‌شوید.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *