پنجره ی فرصتها
هرروز، روزخوبی باشد یا نباشد، پنجرهای از فرصتهاست. باید فرصتهای آن را بشناسید و اقدام کنید.
بعد از نشستی در طبقه دهم ساختمانی در اوزاکای ژاپن، در حالی که روبراه بودم و حس خوبی داشتم، سوار بالابر شدم و دکمه طبقه همکف را زدم. بالابر در طبقه شش ایستاد و مردی که به نظر در اواخر دهه شصت زندگیش بود، واردشد.
پایان دادن به خاموشی
همانند همیشه، بالابر در سکوت فرورفته بود اما حال من خوب بود. سلامی کردم و در مورد آب و هوا پرسیدم. هوا آفتابی بود اما سرمای زمستان داشت. نگاهی همراه به حیرتی مختصر به من انداخت. شاید به فکرش خطور نمیکرد ژاپنی بدانم. بحث ما شروع شد و تا سرسرای محل مهمانپذیر ادامه پیدا کرد.
بخت
از من پرسید چه میکنم؟ در مورد کار بازاریابی و مشاوره برندینگ شرکتها گفتم(در آن زمان شعبه ژاپن را راهاندازی کرده بودم). پرسیدم که او به چه فعالیتی مشغول است؟ او مدیر شرکتیبزرگ در بخش واردات و صادرات بود. کارتتجاری خود را رد وبدل کردیم در پایان این ملاقات، بر روی برخی پروژههای حرف زدیم.
این تجارتی بود که من اولین گام را برای آن برداشتم. از دل فرصت کوتاهی از گفتگو، آن را یافتم و از آن استفادهکردم. اگر مطابق معمول در بالابر ساکت میماندم، تجارت با مشتری را به دست نمیآوردم.
اگر از پنجرههای فرصت استفاده نکنید همیشه پشیمان هستید.
رابین شارما[۱] در کتاب خود، راهنمای تعالی[۲]، در مورد زمانی حرف میزند که فرصت گفتگو با ستاره سینما، هارویکیتل[۳]، را داشت اما کاری انجام نداد و همیشه بابت آن پشمان بود. فرصتی کوچک برای دیدار مشتری بالقوه جدید که محققنشد. با این فرصتها میتوانید از دره تبلیغات عبور کنید.
اقدام
نخستینگام برای بهرهبردن از دریچههای فرصت، این است که “گشوده” برای دیدن آنها باشید. درتمام روز، آنها اطراف شما هستند. وقتی یکی را دیدید، برای استفاده تعلل نکنید؛ نهایت استفاده را ببرید. بدترین اتفاق این خواهدبود که مطابق انتظار اتفاقی رخ ندهد؛ شاید دری به روی شما بسته شود.
خب مگر چه میشود؟ وقتی پی چیزی باشید، با یکی دو مانع هم مواجه میشوید؛ این خیلی بهتر از ماندن و کاری نکردن است.
[۱] Robin Sharma
[۲] The Greatness Guide
[۳] Harvey Keitel

دیدگاهها