سودآوری

رشته فعالیت برای سودآوری

حتماً نسبت به انواع گرایش­های شغل مشاوره به خوبی مطلعید. تقریباً در تمام حوزه­های مشاوره، می‌توانید فعالیت خوبی داشته‌باشید.

اینکه تصور کنید در حوزه‌ای به خصوص دارای ظرفیت درآمدزایی هستید پس بهتر است وارد آن گرایش به خصوص شوید؛ اقدام مناسبی نیست. به احتمال زیاد از انتخاب خود خوشنود نخواهید بود و علاقه­ی شما تحلیل می‌رود. تبدیل شدن به مشاوری موفق نیازمند تحصیل و آموختن پیوسته است لاجرم در صورت ورود اشتباه به یک حوزه، از بابت ضرورت مطالعه و یادگیری مرتبط با آن، دچار خستگی شده و کار را رها می­کنید.

با این وجود، نکاتی برای یافتن سودآورترین نقاط فعالیت وجود دارد.

۱. آیا قادر به گزارش نتایج هستید؟

اگر محصول و خدمت خود را نمی‌توانید در قالب سنجه­ها و گزارش نمایش دهید، پس در حوزه ی سودآوری نیستید.

مشتریان علاقمند دیدن نتایج پروژه‌ها [قبل از اجرا] هستند. مشتری باید بتواند هزینه­ی شما را توجیه کند پس اگر نتوانند بهبود را لمس کند، مستندی برای خرید خدمت از شما ندارد. هر کاری که می‌کنید، باید از ایجاد هدف مشخص و معنی­دار برای خود و مشتری مطمئن باشید. این هدف می‌تواند افزایش فروش، توسعه رهبری [بازار]، کاهش هزینه­ها، بهبود نرخ رضایت و یا بهبود سرعت تولید باشد. باید از پیوند کار و فعالیت خود با نتایج مطمئن شوید؛ تا اینجا این مهمترین سلاح زرادخانه مشاور است.

با بروز فشار برای نمایش نتایج، هر مشاوری که بتواند آن را گزارش و نمایش دهد برای دریافت پروژه‌های جدید و حفظ فعالیت بر روی پروژه‌های ممکن، بخت بیشتر نسبت به دیگرانی که قادر به آن نباشند دارد.

ضرورتی به جادوگری یا  کوه کندن نیست([i])؛ مشتریان شما هم این انتظار را ندارند.

نکته: با مشتریان بر روی اهداف روشن و شفاف توافق­کنید و مطمئن شوید که آن‌ها ارزش اهداف تشخیص می‌دهند. همچنین، کاری که نسبت به آن مطمئن هستید را انجام دهید؛ وعده­ی چیزی که قادر به انجام آن نباشید، میانبری به بدنامی و بسته­شدن پرونده شما نزد مشتری است. به پیشرفت آهسته و پیوسته­ای که مشتری با آن موافقت کرده باشد، هیچ ایرادی نیست.

۲. کار را ادامه دهید

حال که نتایج را برای مشتری نمایش داده اید، آن‌ها برای ادامه کار با شما و قبول هزینه های مشاوره مانعی ندارند.

اما اگر ساختار پروژه را به ترتیبی اجرا کنید که فعالیتی یک­بار مصرف شود؛ شما اشتباه بزرگی مرتکب شده­اید؛ البته این پایان دنیا نیست ولی وضعیت باید اصلاح شود.

در مسیر سودآورکردن­ حرفه، نیاز دارید مسیر روشنی را برای مشتری ترسیم کنید که در آن چگونگی کمک پیوسته در بهبود و کسب نتایج تجاری نشان داده شود. با این کار از سمت مشتری جریان ارزش ایجاد می­شود؛ به عبارتی، به جای خلق ارزش از یک پروژه در یک مقطع، ارزشی در طول سال به سمت شما، از سوی مشتری جریان پیدا می‌کند.

طرح مشاور باید نمای کلی از روند کار را نشان دهد؛ مثلاً اگر کار (الف) با موفقیت انجام شد شما و مشتری می‌توانید برای اجرای (ب) و (ج) اقدام کنید.

متعصب به یک برنامه نباشید. هیچ چیز خطی پیش نمی‌رود. کسب و کار مشتریان متحول شده و اولویت­های آن‌ها تغییر می‌کند اما تا زمانی که خوب کار می‌کنید، مشتری شما را فرا می­خواند.

۳. جایگاه در بازار

کسب و کار پرسود نیازمند بازار تشنه است. اگر تولید شما با بهترین نتایج، مشتری و خواهان زیادی نداشته باشد، شما دلیل کافی برای ادامه مسیر ندارید.

این روزها، همه از گوشه­های دست نخورده بازار حرف می­زنند. شاید شما هم جایی را اشغال کنید؛ صرف‌نظر از برآورد بازیگران از اندازه بازار، باید مطمئن باشید که برای سودآوری کسب و کار، فضای کافی وجود دارد.

موضوع دیگر شدت نیاز در قسمتی است که قصد حضور در آن را دارید. هرچه مشتری کار شما را سخت­تر تحلیل کند، عموماً، پروژه خود را سودآور دیده و مایل به پرداخت­هزینه است.

محیط خود را عمیق واکاوی کنید تا ببنید چه نوع خدمتی برای عرضه وجود دارد. به طور کلی اگر مشاوران زیادی در حوزه‌ای بودند بدین معنی است که بازار درخواست انواع خدمات را داشته و فرصت‌های زیادی وجود دارد.

[نگران نباشید]رقابت خوب است! مشاور ماهر، حتی در یک بازار پر ترافیک، راهی برای تمایز و تبدیل شدن به گزینه­ی انتخابی پیدا می‌کند.


([i]) در متن اصلی از عبارت جابجا کردن کوه استفاده شده بود که کوه کنده ملموس تر برای فارسی زبان هاست.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *