مشتری نباید احساس کند که چپاول شده است

سوء تفاهم مشاور:

همه ساله و با آغاز هفته سوم فروردین ماه، شرکت مشاوره “مهر” جلسه ی هم اندیشی، مابین تمام سطوح سازمان خود را برگزار می کند؛ از سال های اول پی ریزی شرکت، این همایش با هدف بررسی فروش خدمات سال قبل و ترسیم چشم انداز سال آینده برگزار می شود ضمن اینکه طی آن، از برترین پروژه ها و مدیران مشتری، که عملکرد آن ها تحسین برانگیز بوده است تقدیر می گردد.

در مراسم سال جاری، بعد از اعطاء جوایز هر بخش که در آن طیفی از جوایز نقدی، سفر زیارتی و سیاحتی در نظر گرفته شده بود مراسم به صرف نهار تمام شد .

سال قبل برای هادی عالی بود، از میان کارها و پروژه های منتخب حداقل او در هفت پروژه شرکت داشت که از این تعداد سه جایزه برای سناریو نویسی تعیین شده بود که جزء کار او می شد؛ حال خوبی داشت؛ تقریباً به اهداف خود رسیده بود؛ با این شرایط، به این فکر می کرد که می تواند به مناصب بالاتر در شرکت فکر کند.

در هفته ی اول اردیبهشت، هادی برای استفاده از جایزه سفرش عازم کیش شد! سفری یک هفته ای در یکی از بهترین هتل های پنج ستاره کیش با بن هایی ویژه برای استفاده از انواع تفریحات درجزیره! طی یک هفته او و خانواده اش از یک سفر رویایی لذت بردند.

پنج شنبه برای جمعه جوری برنامه ریزی کرد تا نهایتاً تا ظهر به تهران برگردد تا خودش را برای روز اول هفته آماده کند.

شنبه اولین کاری که کرد خالی کردن عکس های فلش مموری بر روی رایانه ی محل کارش بود.

قبل از قرار ملاقات شنبه، عکسی از سفر کیش را پس زمینه ی رایانه اش کرد؛ اولین جلسه روز شنبه، ملاقات با تیم پروژه ی “شرکت جهان گستر یکتا مهر” بود.

در اتاق هادی عکس هایی دیگری از سفرهای او به نقاط مختلف جهان نصب شده بود. عکس پس زمینه ی رایانه هادی، عکسی بود مربوط به اسکی در آب!

تیم سمت شرکت در دفتر هادی منتظر بودند که هیاهوی هادی از سفر کیش و تصمیمش برای قبول پروژه ای ارزشمند در شرکت “ب” که می توانست او را به جزائر دوردست در دل دریا پرواز دهد به گوش آن ها هم می رسید.

شاید هادی و همکاران او متوجه زمزمه ی مشتریان خود نشدند؛ شاید به این فکر می کردند پولی که شرکت هادی از آن ها مطالبه می کند صرف خوشگذرانی امثال هادی می شود؛ شاید تصمیم گرفتند تا این موضوع را در قرارداد بعدی ببینند. اگر تصمیم هم نگرفته باشند این کار را می کند البته!

شاید هم هیچ کاری نکنند، خوب به هر حال همه این جور سفرها دارند، شاید هم حسی در ذهن آن ها تزریق شود که نانوشته به جریان قرارداد های بعدی جهت بدهد!

نکته :

شرکت های مشاوره سهمی از عایدی را به مشاوران و در قالب جوایز فاخر و مزایا اختصاص می دهند. معمولاً هم این پاداش ها و دستمزد ها بالاست؛ بالاتر از آن چیزی که شرکت های کارفرما به کارکنان خود پرداخت می کنند. این پرداختی بابت کاری سخت و علمی برای ساعت های طولانی است. کارکنان مشتری البته کار سخت مشاور و دشواری های متعدد این قبیل شغل ها را شاید نتوانند درک کنند و اصلاً واگذاری کار به آن ها را با وجود کارشناس داخلی، یک زد و بند تشخیص دهند.

واقعیت ملموس این است که آنچه که مشتری می بیند مبالغ سنگینی است که بابت مشاوره خرج مشاور شده است.

در مجموع نیازی به نمایش امثال این فعالیت ها نیست. این اطلاعات دغدغه ی کارکنان مشتری نیست تا آن ها از آن اطلاع داشته باشند. چه عقلانی و منصفانه باشد چه نباشد این نمایش ها در تصمیم و انگیزه کارکنان مشتری در تعاملات بعدی خود را نشان می دهد و انرژی که باید مصروف کار تیمی شود صرف خست در همکاری ها و زمان غیر مولد می گردد.

ایجاد محیطی بی پیرایه و حرفه ای که نشان دهنده اولویت شما در ارائه خدمت مطلوب و ارزشمند باشد بسیاری موثر است.

پس آنچه که شایسته است از سوی مشاور رعایت شود، اتخاذ رفتار حرفه ای و سنجیده برای عدم ایجاد حس سورچرانی مشاور، نزد کارکنان کارفرما است و همچنین توضیح مسئولیت و مخاطرات مشاوره که می توان آن را بخشی از مسئولیت حرفه ای مشاوره برای تبیین شغل خود نزد آحاد جامعه دانست.

شما نمی توانید شاهد رفتار منطقی از همه باشید بلکه باید در فرصت های کوتاه که مجال قضاوت عمیق وجود ندارد، ملاحظاتی را در نظر داشته باشید.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *