بهای خدمات برای مشتریان بین‌المللی

بهای خدمت برای مشتریان بین‌المللی

در قرارداد ارائه خدمت به این دست مشتریان، مواردی را حین تنظیم بهای خدمات در نظر داشته‌باشید.

اول اینکه، مطمئن شوید مشتری خارجی از چارچوب قیمتی شما آگاه بوده و از عهده پرداخت آن برمی­آید. قطعاً شما، همانند مشتریان ملی، مایل به صرف وقت و ارائه خدمت به مشتریان ناتوان از پرداخت صورت حساب نیستید.

اگر همه­چیز خوب پیش برود، نکته دومی که در کار با این دست از مشتریان باید در نظر داشته‌باشید این است که نرخ خدماتی همانند خدمات شما در کشور ثالث چگونه است. اگر بهای خدمتی مشابه، کمتر از نرخ­های مورد اعمال در کشور شماست، باید برای آن با توجه به زمان و تلاش مورد نیاز، تصمیم­گیری کنید. اگر هم نرخ آن‌ها بالاتر باشد، این فرصت هست که بیشتر از هزینه­ها عایدی داشته‌باشید. همینطور اگر خدماتی که شما تأمین می‌کنید در کشور مشتری قابل ارائه نباشد، اغلب می‌توانید بهای بیشتری را دریافت نمایید؛ البته تا وقتی که ارزشی واقعی ارائه کنید.

زمانی در ژاپن مشاوره می­دادم، اغلب بهایی دریافت می­کردم که شرکت‌های محدوده آمریکای شمالی هرگز به پرداخت آن فکر نمی‌کنند.

چرا؟ زیرا برای کمپانی­های ژاپنی من متخصصی هستم با مجموعه مهارت‌ها و سطحی از تخصص که آن‌ها در بازار خودشان نیافته­اند. آن‌ها منابع مالی داشتند و حاضر بودند برای چالش خود هزینه کنند و من به سادگی نیاز آن‌ها را با ارائه راهکاری که در جستجوی آن بودند رفع کردم.

در مورد بازار تحقیق کنید، ساختار نرخ­های منطقه­ای و محلی را درک و نیاز خود را ارزیابی کنید. این کار بینش لازم برای بهایابی خدمات در مقابل مشتری بین‌المللی­تان را تأمین می‌کند.

نکاتی که باید از آن اجتناب کنید

صرف‌نظر از “ساختار بهایی” که برای آن تصمیم می­گیرید؛ چیزهایی هست که می‌تواند کل پروژه را نابود کند. اشتباه­ رایج­وبزرگ نزد مشاوران تازه­کار، پاسخ­سریع به پرسش­های­سمی[۱] مشتریان است. علت اینکه من آن‌ها را سمی می­نامم این است که پاسخ خیلی سریع ]و حساب نشده[ به آن‌ها می‌تواند موجب مرگ پروژه شما، حتی پیش از آغاز، شود.

دو پرسش رایج که مشتری از مشاور می‌پرسد عبارتند از :

  • ظرف چه مدت کار کامل می‌شود؟
  • هزینه­ی کار چقدر است؟

پرسش­ها در ظاهر ساده و بی­آلایش است ولی در واقع بار زیادی در آن نهفته است.

این­ها پرسش­های اشتباهی نیستند؛ من هم اگر جای مشتری بودم همین سئوال­ها را می­پرسیدم. اما لزومی ندارد که فی‌الفور به آن‌ها جواب بدهیم.

دور از واقعیت هم نیست اگر احساس کنید عدم­پاسخ سریع شاید نشان از عدم­ اعتمادبه­نفس شما باشد. اما درواقع این طور نیست؛ فرض کنید در عجله برای پاسخ به مشتری عنوان کنید که: “سه تا چهار هفته کار طول کشیده و بعید می‌دانید هزینه‌ای بیش از ده هزار دلار برای آن‌ها داشته باشد”.

اما بعد از ترک جلسه، پی می­برید هیچ­راهی برای تکمیل پروژه ظرف یک­ماه نیست. در این معامله شما متعهد شده­اید و چاره­ای نمی­ماند جز کمک گرفتن از سایر همکاران که به آن‌ها هم باید پول بپردازید و قطعاً آن‌ها در معادله­ی هزینه – فایده شما نبوده­اند.

بهترین­کار این است که اطلاعات را بررسی کنید و به مشتری بگوئید به بزودی، مثلاً به شکل خیلی ایده آل فردا، پاسخ آن‌ها را خواهید داد.

با این کار، فرصت جمع­شدن گروه و هم­اندیشی فراهم می‌شود. جداول­بهای خود را مرور کنید. بودجه کار را بررسی کنید و بهترین راه برای قیمت­گذاری و پیگیری پروژه را پیداکنید.

در اینکه روزی برای آماده کردن پاسخ مشتری سپری شود هیچ ایرادی نیست.

بااین­حال در زمان پاسخ، باز هم از تحویل جداول زمانی و بهای قطعی خودداری کنید. از ثبت الزاماتی همانند چگونگی سرمایه‌گذاری مشتری برای کسب نتایج، به شکل صورت­جلسه، استفاده کنید.

در عین­حال، اگر برای ارائه پاسخ به مشتری در جلسه اول تحت­فشار هستید، نفس عمیقی بکشید و بعد از یک دقیقه تأمل، از مدنظر بودن واقعیت­های­کار، قبل از ایجاد تعهد زمانی و بیان هر گونه جدول کاری اطمینان پیدا کنید.

راهبرد موثر دیگر از نظر من، بیان واحدها و زمان‌ها به شکل طیف است. مثلاً می‌توانید بگوئید “برای دستیابی به اهداف، به چیزی حول و حوش ۷۵ تا یکصدهزاردلار بودجه نیاز است. آیا همین مد نظر شما بود؟ ” این رویکرد به شما برای تشخیص و ارزیابی حدود برآورد مشتری کمک می‌کند. اگر با این رویکرد از موضوع عبور کردید که چه عالی اگر نه، به سرعت، حدود آن‌ها را به دست آورید تا زمان از دست نرود.


[۱] toxic

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *