روزی از زندگی مشاور
هر کس جدول کاری خود را دارد و من نمیتوانم به شکل خاص به شما برای برنامه ریزی فردی کمکی کنم. آنچه که با شما به اشتراک می گذارم تجربه ی مشاوری با ۱۸ سال سابقه کار به عنوان یک روز معمول کاریست.
جدول برنامهی امروز من نسبت به روزهای نخست کار کمی تغییر کردهاست. بزرگترین عامل تغییر آن، زمانی بود که دخترم به دنیا آمد. آن زمان تصمیم گرفتم با کار کمتر، بیشتر کنار دخترم باشم. میخواستم مطمئن شوم که دخترم حضور پدرش را حس میکند. این انتخابی بود که به دلیل انعطاف کسب و کارم توانستم آن را اجرا کنم.
سال های اول، هر روز بین ۵:۳۰ تا ۶ صبح از خواب بیدار می شدم و تا ۹ تا ۱۰ شب کار می کردم. خب شما مجبور نیستید به این شیوه کار کنید، در این کار دلیل عقل پسندی برای خودکشی و نادیده گرفتن خانواده وجود ندارد. هر چند توضیح خواهم داد که در گامهای نخست هر چقدر تمرکز و تعهد بیشتری داشتهباشید، شتاب بیشتری ایجاد میکنید([i]). شتاب در مراحل اولیه میتواند دشوار باشد لذا نمیتوانید درازبکشید و استراحت کافی داشتهباشید.
در سالهای اول بعد از بیدارشدن به اتاق نشیمن میرفتم و کمی حرکات کشش انجام میدادم. وقتی بیشتر روز را نشسته پشت رایانه کار میکنید، حفظ سلامت و فرم بدن مهم است که حرکات کششی یکی از روشهای موثر است([ii]).
بعد از آن با همسرم صبحانه میخوردم، مجلهام را می خواندم و نگاهی به سرفصل خبرهای جهان میانداختم. بعد از آن به رایانامههایم پاسخ میدادم. همینطور چندین وبلاگ و منابع خبری برای آگاه مانده از صنعت نشان کرده بودم که آنها را هم مرور میکردم.
تا ساعت ۹:۳۰ تا ۱۰ تلفنی نداشتم؛ در چند ساعت اول صبح، طی این سالها کارهایی زیادی انجام می دادم.
تا این ساعت دوش میگرفتم و سرحال می شدم. بعضی روزها، ساعت ۱۰ صبح جلساتی با مشتریان برنامهریزی میکردم هر چند نشستهای بعداز ظهر را ترجیح میدادم زیرا تمرکزم بیشتر بود و صبح هم می توانستم بیشتر کار کنم.
معمولاً اگر جلسه نهارکاری نداشتم، یک یا دوبار در هفته همراه با نهار استراحت میکردم. همیشه فکر میکنم سی دقیق استراحت با ناهار برای فاصله گرفتن از کار، آرامش و لذت از روز مهم است.
بعداز نهار دوباره مشغول کار میشدم. بعداز ظهر صرف تماس، ارسال رایانامه و کار مشتریان میشد. به شکل ثابت، هرهفته چند جلسه داشتم؛ پیشنهاد میکنم جدول زمانی هفتگی را انباشته از برنامه نکنید؛ شما برای آمادهکردن خود برای جلسات، مطالعه، جستجو و کار عملی برای مشتری، نیازمند “زمان” هستید.
نسبت به روزهای نخست برنامههای من تغییر کردهاست. این روزها تا ۶:۳۰ بیدار میشوم و تا ۷ صبح باشگاه میروم. در بازگشت، دوش میگیرم، با خانواده صبحانه میخورم، با دخترم بازی میکنم و ساعت ۹ صبح به دفترم میروم. تا یک ساعت بعد بدون هیچ جریان مخلی، به کارهای سطح مهم کاری میپردازم. معمولاً اگر برنامه تماس تلفنی داشته باشم آن را از ساعت ۱۰ شروع میکنم؛ با تولد دخترم به این نتیجه رسیدم که داشتن فضای کاری جدا از منزل برای تمرکز بیشتر بر روی کار ضروری است.
بسته به روز، از ساعت ۱۰ تا ۴ بعد از ظهر در دفتر هستم. بعضی روزها، به خصوص جمعهها، زودتر بیدار میشوم. جدول برنامههای من کاملاً انعطافپذیر شده که خوباست. عصر که به خانه باز میگردم با خانواده هستم. ممکن است مختصر کار فوری را برای خانه ببرم اگر هم کار فوری نداشته باشم در طول روز کاری، فعالیتم را تمام میکنم.
درنهایت، خانواده مهمترین چیز من است و همین دلیل کاریست که انجام میدهم. من میتوانم تأثیر بگذارم و میراثی برای عزیزانم به جا بگذارم. بیشتر از این می خواهم [در زندگی عزیزانم]حضور داشتم باشم. برنامه فعلی برای تمرکز بر این موضوع به من فرصت میدهد.
من روزم را با ورزش شروع میکنم تا مطمئن شوم که ورزش را حذف نکردهام. در طول روز، و با انباشته شدن کارها، ورزش ممکن نیست! بعلاوه معتقدم ورزش و سلامتی مولفهای حیاتی برای موفقیت است.
کسب و کار من در موقعیتی است که میتوانم تقریباً از هرجایی که باشم آن را اداره کنم، از این رو نسبت به گذشته بیشتر فرصت سفر دارم. من مدتی را در ژاپن، مکزیک، کالیفرنیا، مالت، اروپا، تورنتو و بسیاری نقاط دیگر گذارندهام و از هر یک از این مناطق کارم را جلوبردهام.
در روزهای نخست، کار به این صورت ممکن نبود و من تا این حد آزادی نداشتم؛ در شروع کار این مهم را به خاطر داشتهباشید. سخت کار کنید، متمرکز بمانید، شما با این کار به سرعت پیشرفت میکنید در عین حال مراقب سلامتی خود و خانواده باشید. با این شروع، کم کم جدول کاری شما بازتر و انعطاف پذیرتر میشود.
آیا در گامهای نخست شما نیازمند کار دوازده ساعته هستید؟ نه! قطعا نه! اما اگر در پی موفقیت باشید باید سخت کار کنید و ساعتهای طولانی وقت بگذارید. بعداً در سفرها و زمان استراحت، از این تلاشها خرسند خواهید بود.
([i]) میزان کار در سال های تخست از موضوعات اصلی هر کسب و کاریست که حتی کسبه خرده پا و کوچه و بازار نیز بر اهمیت آن تأکید دارند. علل مختلفی برای این موضوع قابل تصور است از ضرورت پیدا کردن جایی در بازار و یا مشکلات تجربه نشده تا هزینه هایی پرسنلی که کسب و کار را وادار به تلاش بیشتر برای جبران کمبود ها می کند؛ برایان تریسی در کتاب برند شخصی … در خصوص ساعات کاری مفید می نویسد:
([ii]) من خودم حرکات یوگا مختص ساعت های اولیه روز و صبحگاه را بیشتر می پسندم.

دیدگاهها