مشاوران چگونه ثروتمند می‌شوند

هر روز فقط ۲۴ساعت دارد و شما تنها هستید، پس چگونه می‌توانید به درآمد فوق العاده برسید؟

با یک مشاور شریک شوید! البته نه به معنی تشکیل یک شراکت قانونی و حقوقی بلکه به معنی یک رابطه در تسهیم درآمد یا صرفه جوئی در هزینه ها!

هرچند این کار ساده­ترین­کار نیست اما من بارها این کار را انجام­دادم. وقتی خوب مدیریت شود بهترین روش برای کسب درآمد بالا است.

راهکارهای دیگری هم برای استفاده از مهارت‌ها و رشد وجود دارد. اولین راهکار ایجاد ابزار مشاوره برای فروش به مشتری است. راهکار دوم استخدام افرادی در کسب و کار است. دنبال­تر به این راهکارها می پردازم اما اینجا اجازه دهید “مشکلات و فرصت‌های مشارکت با مشتری برای خلق ثروت” را بررسی کنیم.

برای این­کار، شما با مشتری به توافقی می­رسید که پرداختی به شما صورت نگیرد در عوض، از محل درآمد یا صرفه جوئی، درصدی که می‌تواند بین ۵ تا ۵۰درصد باشد، دریافت کنید.

چرا مشتری مایل است ۵۰درصد پول خود را به شما بدهد؟ زیرا مشتری الزام ندارد در شروع کار پولی بپردازد بلکه زمانی این کار را انجام می‌دهد که ورود عایدی از فعالیت شما داشته باشد. ممکن است سود و درآمد زیادی ایجاد نشود اما از یک چیز مطمئن هستند و آن اینکه آن‌ها از حضور مشاور که می‌توانند از او نتیجه بگیرند خرسند هستند.

مثال عددی موضوع فوق اینگونه است که اگر کسب و کار مشتری ۵۰۰ هزار دلار در سال حاصل از عملیات شما داشته باشد، ۲۵۰ هزار دلار آن برای شماست. البته شما باید به کسب نتیجه اطمینان داشته‌باشید وگرنه وقت خود و مشتری را هدر داده­اید.

اگرچه این مدل خوب به نظر می­رسد اما کار ساده­ای نیست. شما باید اطمینان کامل به مشتری داشته‌باشید. اگر رابطه خوب و مناسبی با آن‌ها ندارید، تقریباً چیزی جز استرس، سرخوردگی و بی پولی برای شما نخواهد ماند.

توصیه من است که یکی دو پروژه را مشاوران با مشتری به شکل موفقیت آمیز تمام کنند بعد از آن اگر همه چیز خوب پیش رفت، فرصت دارید تا بر روی پروژه‌هایی با این مدل فکر کنید.

این شکل کار، برای هر نوع مشاوره­ای جواب نمی‌دهد. اگر مطمئن هستید که ارزش بررسی برای تکیمل پروژه مشتری را دارد به این رویکرد وارد شوید.

آیا بهای پایین، جذب مشتری بیشتر را در پی دارد؟

این پرسش تنها برای شما نبوده و بسیار متداول است. برخی تازه­کارها، معتقدند با کاهش بهای خدماتشان، مشتریان بیشتری جذب می‌کنند و این کار به معنی کاهش موانع پیشنهاد مشتریان است.

آن‌ها اشتباه می‌کنند. کاهش قیمت خدمت اشتباه بزرگی است!

وقتی بهای کمتری نسبت به سایرین مطالبه کنید، خیلی سریع، به مشاوری ارزان شناخته می‌شوید. آیا آدم‌ها معمولاً برای چیزهای گران، اولویت قائل نیستند؟ بله! آیا فرض نمی‌کنند هر آنچه که گران تر است کیفیت بهتری دارد؟ دوباره بله!

فارغ از این که چقدر در کار خود خوب هستید، بهای پایین خدمات، به معنی ارزش کمتر در چشم مشتری خواهد بود.

بنابراین، نه تنها شرکت‌های کمتری به شما مراجعه می‌کنند بلکه عایدی شما کمتر شده و نیاز به تعداد بیشتری مشتری برای کسب درآمد معادل با مشاورانی دارید که بهایی متناسب برای خدمات خود مطالبه می‌کنند.

چرا شما نیاز به بهای بیشتر دارید

یکی از اشتباهات تازه کارها این است که برای خدمات خود بهای کمتری می خواهند. همانطور که پیش­تر گفته شد، در آغاز فعالیت ایرادی ندارد برای توسعه بازار و کسب جایگاه، همچنین برای اثبات مهارت خود بهای کمتری از مشتریان اول خود دریافت کنید.

با این وجود، به همان چند مشتری اول هم توضیح دهید که برای آن‌ها تعامل ویژه برقرار کرده‌اید و در صورت ادامه کار و در خدمات بعدی، نرخ­های معمول مورد اعمال قرار خواهد گرفت.

اکنون، به اشتباه بزرگ بسیاری از مشاوران برگردیم؛ مشاوران معمولاً به چند دلیل این اشتباه را مرتکب می‌شوند. اول اینکه، آن‌ها این قبیل نرخ­ها را می­خوانند یا در اینترنت می­بینند و دوم اینکه، آن‌ها باور می‌کنند بهای پایین نسبت به سایرین به آن‌ها مزیت رقابتی می‌دهد.

پیش­تر توضیح دادم که چرا قیمت پایین منتهی به مزیت رقابتی نخواهد شد و باعث قرار گرفتن شما در جمع باقی مشاوران متوسط می‌شود.

مسئله بزرگتر این است که بهایی پایین موجب درجا زدن مشاور می‌شود. به دلیل عایدی کمتر ناشی از فاکتور ارزان، آن‌ها برای رسیدن به سطح درآمدی هدف خود، باید ساعت­های بیشتری کار کنند و مشتری بیشتری داشته باشند که حس خوبی از کسب و کار از آن نیست؛ در مقابل با داشتن بهای بالاتر]متناسب[ می‌توانید زمان، انرژی و منابع خود را متوجه تعداد مشتریان کمتری کنید، ساعت­های­کمتری کارکنید و درآمد بیشتری داشته‌باشید. این رویکردی است که همه مشاوران باید داشته باشند.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *